» اجتماعی » ایده‌هایی برای خروج از «چرخه جهنمی آموزش و پرورش» بدون پول |  گزارش میزگرد معلمان و کارشناسان آموزش [+فیلم] | بازتاب امروز
ایده‌هایی برای خروج از «چرخه جهنمی آموزش و پرورش» بدون پول |  گزارش میزگرد معلمان و کارشناسان آموزش [+فیلم] | بازتاب امروز
اجتماعی

ایده‌هایی برای خروج از «چرخه جهنمی آموزش و پرورش» بدون پول |  گزارش میزگرد معلمان و کارشناسان آموزش [+فیلم] | بازتاب امروز

2026-09-19 0010

سرویس اجتماعی، بازتاب امروز: در آستانه آغاز سال تحصیلی جدید، چند نفر از معلمان و دغدغه‌مندان حوزه آموزش گرد هم آمدند تا ایده‌هایی برای باز کردن گره از کار آموزش و پرورش باز کنند.

چرخه جهنمی آموزش و پرورش شاید کامل‌ترین توضیح برای وضعیتی باشد که نه دولتمردان و حاکمیت، نه خانواده و دانش‌آموز، نه معلم و کادر اداری و نه کارشناسان از آن به فغان‌اند.

مهم‌ترین و شاید بتوان گفت درخشان‌ترین نتیجه این میزگرد، طرح ایده‌هایی است برای خروج از سیاه‌چال آموزش و پرورش، بدون احتیاج به منابع مالی و پول فراوان.

فیلم کامل این نشست که به میزبانی بازتاب امروز برگزار شده را در کانال بازتاب امروز در یوتیوب [لینک] و آپارات [لینک] ببینید.

چرا مهم است؟

از هر سمتی که به آموزش و پرورش نگاه کنیم، مهم است. از منظر حاکمیتی، مهم‌ترین ابزار تربیت نسلی است.

از سمت دولت، بیشترین تعداد کارمندان و کارکنان متعلق به این وزارتخانه است، بودجه قابل توجهی را به خود اختصاص می‌دهد که کم و ناکافی است.

مدارس ملکی آموزش و پرورش و مساله مولدسازی، تغییر ساختار جمعیتی و تغییر در تعداد ورودی پایه‌ها، عدم تناسب در نیروی انسانی که هم‌زمان به کمبود و تورم نیرو منجر شده است، مساله جذب و بازنشستگان و… از مهم‌ترین دغدغه‌های دولت است.

از سمت مردم، کمتر کسی را می‌توان یافت که مستقیم یا غیرمستقیم با آموزش و پرورش درگیر نباشد. هزینه‌های فزاینده آموزش و افت محسوس کیفیت در مدارس دولتی، سطح سواد دانش‌آموزان ابتدایی دوره کرونا و سپس تعطیلات تحمیلی متعدد که در سال تحصیلی قبل رکورد زد، حقوق ناچیز معلمان و حقوق ناچیزتر بازنشستگان فرهنگی و… هر روز بر تعداد ناراضیان آموزش و پرورش می‌افزاید.

همین‌ها کافی‌ست که آموزش و پرورش را به دغدغه کسانی تبدیل کند که نگران فردای ایران و ایران فردا هستند.

تلخی ماندگار

میزگرد «چگونه می‌توان از مدرسه بد به مدرسه خوب رسید» با حضور معلمان و فعالان حوزه آموزش، عصر پنج‌شنبه ۱۹ شهریور ۴۰۵ به همت یاسر عرب در بازتاب امروز برگزار شد.

در ابتدای این نشست، شرکت‌کنندگان تجارب خود از مدرسه را با دیگران در میان گذاشتند و عجیب این‌جا بود که به جز دو نفر، همگی همچنان تلخی‌های دوره دانش‌آموزی‌شان را در ذائقه داشتند.

خاطره پررنگ شب‌های کابوس‌وار امتحان، مهارت نداشتن اولیای مدرسه برای ایجاد ارتباط موثر با دانش‌آموز و امر و نهی‌های بی‌دلیل و بی‌معنا از نکته‌هایی بود که معلمان بیان کردند.

دانش‌آموزی سمپادی که منتظر اعلام نتایج کنکور است و معلمی را به عنوان شغل آینده‌اش انتخاب کرده هم، از ایدئولوژی‌زدگی کتاب‌های آموزشی انتقاد کرد.

او گفت: حتما تجربه‌اش را داشته‌اید که معلمی سر کلاس به دانش‌آموزان خود می‌گوید بچه‌ها این بخش را من مجبورم تدریس کنم و شمت هم مجبورید یاد بگیرید چون در امتحان می‌آید در حالی‌که نه معلم و نه دانش‌آموز، هیچ علاقه‌ای به این موضوع ندارد.

معلم آینده، محتوای سوگیرانه کتاب‌های درسی را یکی از دغدغه‌های دانش‌آموزانی خواند که تجربه زندگی دیجیتال و توانمندی تجزیه و تحلیل دارند.

هنوز صمد بهرنگی

یکی از معلمان حاضر، یاد صمد بهرنگی را گرامی داشت. او گفت استادش توصیه کرده کتاب «کند و کاو در مسائل تربیتی ایران» را بخواند و فکر می‌کرده است با کتابی ۳۰۰ چهارصد صفحه‌ای مواجه خواهد شد.

این معلم گفت: دیدم اثر آقای بهرنگی یک جزوه ۳۰ چهل صفحه‌ای است که یک نفس خواندمش و متاسفم که مسائل امروز آموزش و پرورش در ایران، هنوز همان مسائلی است که حدود ۶۰ سال پیش بهرنگی معرفی کرده و درباره‌شان حرف زده است.

انتظار از معلم تحقیرشده

معلم دیگری از وضعیت معیشتی همکاران خود روایت دردناکی ارائه کرد. او گفت: معلمی که زرنگ باشد و بتواند عصرها مسافرکشی کند، چه توان و انگیزه‌ای برای کلاس دارد؟

این معلم، تدریس در مدارس ابتدایی را فاجعه‌بار خواند و ادامه داد: خانم‌های جوانی که خرج زندگی نمی‌دهند، به هر قیمتی حاضرند کار کنند و به همین دلیل مدارس ابتدایی ما از معلمان مرد تهی شده است.

آقای معلم گفت: معلمی که حقوق و دستمزدش هزینه‌های یک هفته تا ده روز زندگی‌اش را پوشش می‌دهد و برای درآمد باید به هر حرف درشتی تن بدهد، از اساس تحقیر شده است و نمی‌توان از او انتظار داشت دانش‌آموز را تحقیر نکند.

شهرت و شهریه ضامن حال خوب نیست

خانم جوانی که اتفاقا خاطره خوشی از دوران تحصیل داشت، عشق و علاقه‌اش به معلمی را زمینه‌ساز آشنایی با مدارس مختلف در گستره میدان راه‌آهن تا میدان تجریش عنوان کرد.

او گفت: در یکی از مشهورترین مدارس دخترانه تهران، روزی نبود که چند دانش‌آموز با چشم گریان از کلاس خارج نشوند. کار به جایی رسید که دانش‌آموزان تصمیم گرفتند دست‌جمعی خودکشی کنند.

این معلم جوان ادامه داد: همان موقع، یک روز در هفته به مدرسه خیریه ارفک هم می‌رفتم و شاهد بودم حال بچه‌های کار در این مدرسه به مراتب بهتر از حال دانش‌آموزان آن مدرسه غیرانتفاعی درجه شمال شهر تهران است.

او دلیل این تفاوت را چنین بیان کرد: در مدرسه ارفک، معلم داوطلبانه و عاشقانه بر سر کلاس می‌آمد و همه تلاش خود را می‌کرد تا حال بچه‌های کار حتی برای یک ساعت بهتر شود. در حالی‌که معلم آن مدرسه غیرانتفاعی به من گفت مجبورم چنین برخوردی داشته باشم تا آینده این بچه‌ها خراب نشود!

مدرسه خوب وارداتی نیست

معلم دیگری، تجربه سفر به کشورهای اسکاندیناوی برای الگوگیری از متدهای اداره مدرسه را به اشتراک گذاشت و گفت: ده سال پیش که به بازدید یکی از مدارس فنلاند رفته بودیم، بیشتر سوالات و پرسش‌های ما حول محور برنامه درسی و سیلابس‌های تدریس بود، در حالی که موفقیت آموزش در فنلاند و کشورهای مشابه ناظر به طرح بحث و محتوای کتاب درسی نیست.

این معلم، ادامه داد: آن‌ها فرهنگ «کم، زیاد است» را به عنوان یک اصل فرهنگی پذیرفته و بر کلاس‌های درس و مدرسه هم حاکم کرده‌اند و بنابراین بچه‌ها با کوچک‌ترین قدمی که برمی‌دارند تشویق می‌شوند و انگیزه پیدا می‌کنند.

در مدارس فنلاند، پذیرفته‌اند که آموزش در انحصار معلم نیست و دانش‌آموز هم می‌تواند چیزهایی را به هم‌کلاسان و حتی معلمان خودش درس بدهد.

شغل واماندگان و جاماندگان

همان آقایی که درباره معلمان تحقیرشده سخن گفته بود، هشدار دیگری هم داد؛ وضعیت درآمدی و استانداردهای جذب معلمان، شرایط را بر حوزه آموزش حاکم کرده که فقط افراد ناتوان شغل معلمی را انتخاب می‌کنند.

او گفت: وقتی مسافرکشی درآمد بیشتری از معلمی دارد و فقط معلم هیچ احترامی ندارد، فقط کسانی حاضر می‌شوند این شغل را انتخاب کنند که از کار در هرجای دیگری درمانده‌اند و از سر ناچاری معلم می‌شوند.

شگفتانه غیرانتفاعی‌ها!

اغلب شرکت‌کنندگان در این میزگرد، نظام پرداخت حقوق و دستمزد در مدارس غیرانتفاعی را به مراتب ناعادلانه‌تر از مدارس دولتی معرفی کردند.

یکی از حضار گفت: مدیران برخی مدارس خصوصی نام‌دار تهران به معلمان جوان می‌گویند همین که تدریس در مدرسه من در سابقه و رزومه‌ات درج می‌شود، کافی است و تو می‌توانی از تدریس در جاهای دیگر درآمد بالاتری کسب کنی!

خبرنگار بازتاب امروز با ذکر تجربه‌ای شخصی، پرسید: این وضع را چطور می‌شود توضیح داد که هم مدیر مدرسه غیرانتفاعی از هزینه‌های بالا می‌نالد و می‌گوید کسری دارد و هم من والد، هزینه ثبت‌نام دو بچه‌ام در غیرانتفاعی‌ها را کمرشکن می‌دانم و از پرداخت سنگین شهریه ناراضی‌ام. تازه می‌گویید حال بچه‌ها هم لزوما در این مدارس خوب نیست.

یک معلم پاسخ داد: ذی‌نفع اصلی در مدارس غیرانتفاعی صاحب ملک است و نه صاحبان مدرسه. بخش بزرگی از هزینه‌های مدارس غیرانتفاعی مربوط به ملک است و همان‌طور که می‌دانید بخش عمده مدارس غیرانتفاعی در ساختمان‌های اجاره‌ای تاسیس شده‌اند.

معلم دیگری گفت: بر خلاف تصور عمومی، تاسیس و اداره مدرسه غیرانتفاعی اصلا کار و شغل سودآوری نیست. به همین دلیل هم هرگز هدف پوشش ۳۰درصدی دانش‌آموزان توسط مدارس غیرانتفاعی محقق نشد و پس از دوره کرونا، سهم مدارس غیرانتفاعی از آموزش کشور به شدت افت کرده است.  

کمک کنید بدون ورود به معقولات!

یکی از حاضران که بخش بزرگی از انرژی و وقتش را صرف فعالیت‌های اجتماعی و فرهنگی عام‌المنفعه می‌کند، گفت: عجیب است که راه‌های تعامل و کمک فکری به آموزش و پرورش از بیخ و بن مسدود است.

به خیرین گفته می‌شود مدرسه بسازید، مدرسه‌های موجود را بهینه‌سازی کنید، تجهیزات و وسایل کمک آموزشی اهدا کنید، خیلی هم متشکریم اما لطفا وارد بحث‌های محتوایی نشوید. نه مدیریت‌های خرد و کلان به شما مربوط است، نه محتوای آموزش و نه شیوه ارائه آن!  

فقدان مشارکت در «ناسازه‌ گفتمان آموزش و پرورش»

مرتضی کیا که معلمی و مدیریت مدرسه را تجربه کرده و چند سالی‌ست بر حوزه آموزش متمرکز است، گفت: برای تحلیل درست و صورت‌بندی کامل از مسائل آموزش و پرورش باید هم‌‌زمان رویکرد روان‌شناختی، رویکرد جامعه‌شناختی و رویکرد سیاستی داشت.

او ادامه داد: آموزش در همه دنیا یک امر حاکمیتی است و این حکومت‌ها هستند که سرفصل‌ها و محتوای درس را تعیین می‌کنند اما مدرسه‌داری که امر حاکمیتی نیست.

کیا، مدلی از سه‌جانبه‌گرایی برای اداره مطلوب مدارس را چنین تعریف کرد: مدرسه با مشارکت اولیای دانش‌آموزان و کادر آموزشی اداره می‌شود و وزارتخانه هم بجای تصدی‌گری، ابعاد نظارتش را تقویت می‌کند. انتخابی‌شدن مدیران مدارس حتی با معیارهای گزینش فعلی، یکی از راه‌های خروج از بحران‌های آموزش و پرورش است، بدون این‌که پول عجیب و غریبی لازم داشته باشد.

این معلم به افزایش تمایل خانواده ها برای خروج از نظام رسمی آموزش و پرورش و گرایش به انواع مدارس خانگی اشاره کرد و گفت: همان نارضایتی که سبب شده افراد بدن خود را به عرصه و ابزار اعتراض تبدیل کنند، این حس ضدیت با مدرسه و آموزش را پدید آورده اما حواس هیچ‌کس نیست که اگر مدرسه نداشته باشیم، جامعه نداریم.

معرفی سمن مدرسه معلمی الف ب و دستاوردهای آن

صادق کشاورزیان، هم‌بنیان‌گذار مدرسه معلمی الف ب، ضمن مرور تجربه زیسته‌اش که تغییر رشته از معماری به علوم انسانی هم بخشی از آن بوده، گفت: در دانشگاه به این فکر می‌کردم که آموزش چگونه می‌تواند قرائت انسان را از خودش تغییر دهد. فکر می‌کنم آموزش به ما می‌گوید که برای چه به جهان آمده‌ایم و چه باید بکنیم.

او ادامه داد: بر اساس مطالعه و تجربه‌ام فکر می‌کنم آموزش و پرورش، نه فقط در ایران که در خیلی از مناطق جهان هم انسان‌ها را بلاتکلیف رها می‌کند و نهایتا آن آموزشی که ارائه می‌دهد منجر به توان و فهم بیشتر انسان نمی‌شود.

کشاورزیان از بین رفتن بهترین برنامه‌ها به دلیل اجرای ضعیف را انگیزه‌ای خواند که به سرمایه‌گذاری روی آموزش معلمان منجر شد: به آمیزه‌ای از درس‌های هم‌گرا و واگرا رسیدیم که هم تدریس علوم و ریاضی و فارسی را برای معلمان تسهیل کند و هم آموزش‌های مغفول مانند خلاقیت و هنر و ادبیات برای کودکان را شامل شود.

این کارشناس آموزش گفت: با این مدل از سال ۴۰۱ تا کنون هزار معلم ابتدایی مدارس دولتی مناطق محروم و کمتر برخوردار آموزش دیده‌اند.

او ادامه داد: تلاش کردیم زیباترین نور را بر تاریک‌ترین جاها بتابانیم؛ یعنی پیشنهادات مختلف مانند مدل‌های کسب و کار رابین‌هودی که بالاشهر کسب درآمد کنیم و پایین شهر هزینه، رد کردیم و روی مدرسه دولتی منطقه کم‌برخوردار متمرکز شدیم.

انتهای پیام

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×