جدایی آمریکا از شورای حقوق بشر؛ دلایل و پیامد ها | بازتاب امروز
ایمان مالی، دانشجوی کارشناسی علوم سیاسی در یادداشت ارسالی به بازتاب امروز با عنوان «دلایل و پیامد های جدایی آمریکا از حقوق بشر سازمان ملل» نوشت:
مقدمه
در سالهای اخیر روابط ایالات متحده با نهادهای حقوق بشری سازمان ملل متحد دستخوش تغییرات عمیقی شده است. از خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل در دوران ریاستجمهوری دونالد ترامپ تا کاهش مشارکت در معاهدات و مکانیزمهای نظارتی واشنگتن مسیری متفاوت از سایر قدرتهای بزرگ را در پیش گرفته است. هدف این یادداشت دلایل فاصلهگیری و پیامدهای آن را در سطح بینالمللی و داخلی را بررسی کند.
دلایل جدایی و فاصلهگیری ایالات متحده:
۱. نگرانیهای سیاسی و ایدئولوژی: دولت آمریکا بارها شورای حقوق بشر سازمان ملل را به سوگیری سیاسی علیه اسرائیل متهم کرده است. واشنگتن معتقد است این نهاد تمرکز نامتناسبی بر اسرائیل دارد در حالی که نقضهای گسترده حقوق بشر در کشورهایی مانند چین، روسیه، کره شمالی و ونزوئلا را نادیده میگیرد. این تصمیم ها نشان دهنده هسته اصلی تصمیم آمریکا برای خروج از شورای حقوق بشر سازمان ملل متحد در سال ۲۰۱۸ بود.
۲. اولویت منافع ملی بر چندجانبهگرایی بین الملل: رویکرد اول آمریکا در سیاست خارجی، تمایل به پذیرش تعهدات بینالمللی را کاهش داده است. دولتهای آمریکایی به ویژه جمهوریخواهان معاهده هایی مانند: کنوانسیون حقوق کودک، کنوانسیون رفع تبعیض علیه زنان و اساسنامه دیوان کیفری بینالمللی را به دلیل ناسازگاری با حاکمیت ملی یا منافع داخلی نپذیرفته یا رد کردهاند.
۳. نقد عملکرد آمریکا به حقوق بشر و ناکارآمدی نهادها: بخشی از انتقادات های آمریکا به بوروکراسی «دیوان سالاری» ناکارآمدی و سوگیری ساختاری نهادهای حقوق بشری سازمان ملل مربوط میشود. واشنگتن معتقد است این نهادها به جای نظارت بیطرفانه و بی جهت به ابزاری برای فشار سیاسی قدرتهای رقیب تبدیل شدهاند.
۴. فشارهای همه جانبه داخلی و افکار عمومی: در داخل آمریکا بخشی از محافظهکاران و ملیگرایان عضویت در نهادهای بینالمللی را تهدیدی برای حاکمیت و ارزشهای داخلی میدانند. این فشار سیاسی دولتها را به سمت فاصلهگیری از تعهدات بینالمللی سوق داده است.
پیامدهای جدایی واشنگتن:
۱. ضعیف شدن نظام حقوق بشر سازمان ملل: خروج یا کاهش مشارکت آمریکا به عنوان بزرگترین تأمینکننده مالی نهادهای سازمان ملل توانایی این نهادها را در اجرای مأموریت هایشان محدود میکند. خلأ مالی و سیاسی ناشی از این جدایی نفوذ قدرتهایی مانند چین و روسیه را در نهادهای حقوق بشر افزایش میدهد.
۲. کاهش اعتبار و تأثیرگذاری آمریکا: با فاصلهگیری از نهادهای حقوق بشری، آمریکا ابزارهای دیپلماتیک خود را برای پیگیری پروندههای حقوق بشری در کشورهایی مانند ایران، کره شمالی و سوریه را از دست داده است. این وضعیت به رقیبان امکان میدهد روایتهای جایگزین از حقوق بشر را پخش و گسترش دهند.
۳. دوگانگی در سیاست خارجی: آمریکا هم زمان از نقض حقوق بشر در کشورهای رقیب انتقاد میکند و خود از نهادهای بینالمللی فاصله میگیرد. این تناقض اعتبار اخلاقی واشنگتن را در سطح جهانی ضعیف کرده و به اتهام ریاکاری دامن زده است.
۴. واکنش داخلی و بینالمللی: در داخل آمریکا سازمانهای مدنی و دموکراتها این جدایی را محکوم کرده و آن را به ضعیف شدن بینالمللی تعبیر میکنند. در سطح بینالملل متحدان آمریکا نگران کاهش تعهد واشنگتن به نظم لیبرال بینالمللی هستند.
۵. تقویت روایتهای رقیب های آمریکا: چین و روسیه از این فرصت برای معرفی خود به عنوان حامیان چندجانبهگرایی و حقوق بشر استفاده میکنند. هرچند سابقه حقوق بشری خودشان مورد انتقاد گسترده است اما این وضعیت میتواند در بلندمدت به بازتعریف هنجارهای جهانی حقوق بشر به نفع قدرتهای اقتدارگرا منجر شود.
نتیجهگیری
جدایی آمریکا از نهادهای حقوق بشری سازمان ملل پدیدهای چندلایه است که ریشه در محاسبات سیاسی، ایدئولوژیک و راهبردی دارد. این فاصلهگیری اگر چه ممکن است در کوتاهمدت برخی اهداف سیاسی را تأمین کند اما در بلندمدت منجر به ضعیف شدن نظام بینالمللی حقوق بشر، کاهش نفوذ آمریکا و تقویت رقبای اقتدارگرا میانجامد. بازگشت به چندجانبهگرایی مؤثر بدون نادیده گرفتن انتقادات مشروع میتواند مسیری متعادلتر برای آمریکا و جامعه بینالمللی ترسیم کند.
انتهای پیام
