پزشکیان در سازمان ملل؛ دیپلماسی در نقطهای میان اقتدار و عقلانیت | بازتاب امروز
رامین اسلامی نوکنده، فعال سیاسی و اجتماعی در یادداشتی با عنوان «پزشکیان در سازمان ملل؛ دیپلماسی در نقطهای میان اقتدار و عقلانیت» که در اختیار بازتاب امروز قرار داده، نوشت:
سخنرانی مسعود پزشکیان در هشتاد و یکمین نشست مجمع عمومی سازمان ملل را نمیتوان جدا از شرایطی که ایران در آن قرار دارد تحلیل کرد. این سخنرانی در شرایطی انجام شد که کشور با بحران جدی امنیتی و نظامی با آمریکا و اسرائیل مواجه است و همزمان، تلاشهایی برای باز نگه داشتن مسیر دیپلماسی و مذاکره در جریان است.
از این منظر، حضور رئیسجمهور ایران در نیویورک صرفاً یک برنامه تشریفاتی نبود؛ بخشی از یک میدان پیچیده سیاسی، امنیتی و رسانهای بود که هر کلمه در آن میتواند مخاطب داخلی و خارجی متفاوتی داشته باشد.
شاید مهمترین ویژگی سخنان پزشکیان، تلاش برای جمع کردن دو مؤلفه اقتدار و مذاکره بود. پیام روشن بود؛ ایران قرار نیست تحت فشار، تهدید یا زبان زور از منافع و حقوق خود عبور کند. از سوی دیگر، درهای گفتوگو و دیپلماسی را نیز بهطور کامل نبست. این رویکرد از منظر سیاست خارجی قابل توجه است؛ زیرا دیپلماسی زمانی معنا پیدا میکند که کشور هم توان ایستادگی داشته باشد و هم توان گفتوگو.
مذاکره به خودی خود نشانه ضعف نیست؛ همانگونه که رد مذاکره نیز لزوماً نشانه اقتدار نیست. آنچه اهمیت دارد، موضوع مذاکره، شرایط مذاکره و قدرت چانهزنی طرفین است. پیام پزشکیان را میتوان در همین چارچوب دید؛ گفتوگو، اما نه از موضع پذیرش تحمیل.
بخش دیگری از سخنان رئیسجمهور به روایت ایران از جنگ و تبعات انسانی آن اختصاص داشت. نمایش تصاویر قربانیان و تأکید بر آسیب دیدن غیرنظامیان و زیرساختها، تلاشی برای انتقال روایت ایران به افکار عمومی جهان بود. تریبون سازمان ملل یکی از مهمترین عرصههایی است که کشورها تلاش میکنند روایت خود را در آن تثبیت کنند.
در موضوع هستهای نیز پزشکیان بر حق ایران برای برخورداری از فناوری و برنامه صلحآمیز هستهای تأکید کرد و همزمان اعلام کرد ایران به دنبال سلاح هستهای نیست. این موضع تلاش میکند دو مؤلفه را همزمان حفظ کند: دفاع از حقوق ایران و جلوگیری از تشدید بیشتر بحران. موفقیت این رویکرد البته نه با یک سخنرانی، بلکه در تعاملات بعدی، مذاکرات و تصمیمهای عملی طرفهای درگیر مشخص خواهد شد.
یکی دیگر از محورهای قابل توجه، مسئله امنیت منطقه بود. تأکید بر اینکه امنیت خلیج فارس و منطقه نباید توسط قدرتهای خارج از منطقه طراحی شود، با ایده افزایش نقش کشورهای منطقه در تأمین امنیت خود همخوانی دارد. این ایده زمانی ارزش واقعی پیدا میکند که از سطح شعار فراتر رفته و به ابتکار عملی و سازوکارهای پایدار همکاری میان کشورهای همسایه تبدیل شود.
میان قدرت یک پیام سیاسی و تبدیل آن پیام به دستاورد عملی نیز فاصله وجود دارد. معیار واقعی، میزان تبدیل این مواضع به نتیجه در میدان سیاست خارجی است. پزشکیان در نیویورک تلاش کرد تصویری روشن از رویکرد ایران ارائه کند: ایران نه آماده تسلیم در برابر فشار است و نه خواهان بسته شدن کامل مسیر دیپلماسی. ارزش این رویکرد، در نهایت، نه با تشویق موافقان و نه با حمله مخالفان سنجیده میشود؛ بلکه باید دید این پیامها در عمل تا چه اندازه میتوانند به حفظ منافع ملی، کاهش فشارها، تقویت روابط منطقهای و باز شدن مسیرهای عملی برای کشور کمک کنند.
یک موضوع مهم را نباید نادیده گرفت: سیاست خارجی فقط کار دولت نیست. در شرایط فشار و تهدید خارجی، نقد و اختلافنظر طبیعی و حتی ضروری است؛ اما اختلافنظر نباید به تخریب یکدیگر و فرسایش سرمایه اجتماعی کشور تبدیل شود. ممکن است درباره عملکرد دولت، شیوه مذاکره یا حتی جزئیات سیاست خارجی اختلاف داشته باشیم، اما در دفاع از منافع ایران، حفظ انسجام و یکصدایی میتواند بخشی از قدرت چانهزنی کشور باشد.
سازمان ملل جای شعار دادن نیست؛ میدان عرضه قدرت، روایت، منطق و دیپلماسی است. پزشکیان تلاش کرد این چهار مؤلفه را در کنار هم قرار دهد. حالا بخش دشوار ماجرا آغاز میشود؛ جایی که باید دید این پیامها چگونه به تصمیم، مذاکره و نتیجه تبدیل خواهند شد. نقد این مسیر باید جدی، صریح و منصفانه باشد؛ اما تخریب در داخل، در شرایطی که کشور با فشارهای خارجی روبهروست، نه به اصلاح سیاست خارجی کمک میکند و نه به منافع ملی.
شاید یکی از واقعبینانهترین اصول سیاست خارجی همین باشد: کشورها زمانی ظرفیت بیشتری برای چانهزنی دارند که بتوانند هم ایستادگی کنند و هم گفتوگو؛ هم از منافع خود دفاع کنند و هم راه خروج از بحران را نبندند. اقتدار بدون دیپلماسی میتواند پرهزینه شود و دیپلماسی بدون پشتوانه قدرت نیز ممکن است به تحمیل تبدیل شود؛ هنر سیاست خارجی، پیدا کردن نقطه تعادل میان این دو است.
در داخل نیز اختلافنظر میتواند وجود داشته باشد، اما نباید اجازه داد رقابتهای سیاسی، تخریب و دو قطبیسازی، سرمایهای را تضعیف کند که در نهایت متعلق به همه ماست: ایران.
انتهای پیام
