» اجتماعی » فائزه هاشمی: ایران و آمریکا سفارتخانه‌هایشان را باز کنند | انتخاب بهروزآذر اشتباه بود | بازتاب امروز
فائزه هاشمی: ایران و آمریکا سفارتخانه‌هایشان را باز کنند | انتخاب بهروزآذر اشتباه بود | بازتاب امروز
اجتماعی

فائزه هاشمی: ایران و آمریکا سفارتخانه‌هایشان را باز کنند | انتخاب بهروزآذر اشتباه بود | بازتاب امروز

۱۴۰۴-۰۱-۱۲ 2011

فائزه هاشمی، فعال سیاسی، در مصاحبه‌ای کوتاه با بازتاب امروز پیش از عید نوروز زنان دولت مسعود پزشکیان را نقد کرد، کتاب و فیلم برای عید نوروز پیشنهاد داد و از چادر سر نکردن خودش، لزوم عادی ساختن روابط ایران و آمریکا و آینده‌ی ایران گفت.

بازتاب امروز: به عنوان زنی که سابقه فعالیت سیاسی دارد چه نقدی به زنان سیاستمدار ایران از جمله زنان حاضر در دولت چهاردهم دارید؟

اگر نظرتان در حوزه حقوق زنان است خانم بهروز آذر به نظرم هنوز عملکردی نداشته است یا حداقل چیزی نمی‌شنویم. به نظرم انتخاب اشتباهی بوده. نمی‌دانم خودشان باور به برابری حقوق زن و مرد دارند؟ اگر بله، پس در عمل هم باید نمودی داشته باشد، که تا کنون نداشته است.

خانم مهاجرانی هم که سخنگو هستند و انتظاری بیش از این از ایشان نیست. 

در مورد خانم صادق هم این جاده رفسنجان را که هر ماه می‌روم و می‌آیم خراب است، تغییری نکرده. جاده‌های شمال نیز همین طور است. فقط تا قم همه چیز عالیست آسفالت و چراغ و غیره.  

بازتاب امروز: چه کتاب یا فیلمی برای تعطیلات عید پیشنهاد می‌کنید خانم هاشمی؟ 

فیلم‌های تاریخی و مستندی که در مورد مشاهیر، سیاسیون و یا آدم‌های فعال اجتماعی و فرهنگی وجود دارد برایم جذابند مثلاً فیلمی که در مورد آلبرت انیشتین و لئوناردو داوینچی ساخته‌اند؛ یا سریال حشاشین و سریال روح بیروت که در مورد عماد مغنیه است. سری فیلم‌هایی درباره جنگ جهانی دوم و هولوکاست، سریال جانشین و سریال بریکینگ بد، فیلم سینمایی نارنگی، فیلم‌های اجتماعی از کارهای آقای رسول‌اف، سریال چرنوبیل و اینگونه فیلم‌ها.  

در مورد کتاب‌ها، کتاب کوری کتاب جالبی بود. داستانی خیالی که اهالی یک شهر همگی کور می‌شوند. اتفاقاتی که رقم می‌خورد جالب است. به نظرم جایزه نوبل ادبیات را هم برنده شده بود. کتابی بود به نام مواجهه با مرگ راجع به شخصی که سرطان گرفته و اطرافیانش می‌دانند که او سرطان گرفته. گفتگوهایی که در آن کتاب هست قابل تامل و خواندنی‌ست. 

کتاب خاطرات پراکنده از خانم گلی ترقی هم جذاب بود. قلم قشنگی داشت. داستان‌های کوتاه و به هم مرتبط است. کتاب چراغ‌ها را من خاموش می‌کنم اثر خانم زویا پیرزاد خیلی روان و دلنشین است. کتاب قدرت بی قدرتان هم پیشنهاد می‌کنم. 

بازتاب امروز: سال آینده را برای مردم ایران و کشور ایران چطور می‌بینید؟

بستگی زیادی به مذاکره و این دارد که چقدر تغییر ایجاد کنیم و چقدر بخواهیم با توجه به تجربه‌های این سال‌ها خطاهایمان را کنار بگذاریم و تغییر ریل بدهیم. با آمدن آقای پزشکیان کورسوهایی ایجاد شد ولی متاسفانه ادامه نیافت. 

بازتاب امروز: گفتید با مترو آمده‌اید بحث بین شما و مردم معمولاً پیرامون چه موضوعاتی است؟

اکثر کسانی که ارتباط برقرار می‌کنند نگران آینده‌اند که «چه می‌شود؟»، «چه کنیم؟»، «برویم یا بمانیم؟»، «وضعیت فعلی قانون حجاب آیا ادامه می‌یابد؟». برایشان عجیب است که در مترو و تنها هم هستم. 

بازتاب امروز: شما چه توصیه‌ای به آن‌ها دارید؟ 

من که سال‌هاست به هر که مشورت می‌گیرد می‌گویم اگر می‌توانی برو چون اگر کاری هم انجام شود انقدر کند است که معلوم نیست چند نسل دیگر باید در بحران باشند. 

بازتاب امروز: برای جوانانی که هنوز به روش اصلاح‌طلبی باور دارند توصیه‌ای دارید؟ 

توصیه خاصی نمی‌توانم داشته باشم مثلاً بگویم صبر کنید یا امیدوار باشید؟! خب خودم اندک امیدی دارم اما در آن حد نیست که بخواهم دیگران را هم امیدوار کنم و بگویم حتماً همه چیز خوب می‌شود. بسیاری از این مسائلی که شما بیان می‌کنید به مذاکره و رفع تحریم‌ها برمی‌گردد.

جالب است که می‌گویند «تحریم‌های ظالمانه»! خب آدم باید یک سوزن به خود بزند و یک جوالدوز به دیگران! چه چیزی باعث این تحریم‌های ظالمانه شده است؟! آیا مسبب این شرایط رفتارهای غیر عقلانی، پوپولیستی، غیرصادقانه و همراه با توهم، جایگزینی نامدیران و غیر کارشناسان و انقلابی نماها و مقاومت و میدان و تهاجمات و بها ندادن به منافع ملی و ایران و مردم و ایجاد انحصار و نگاه‌های حذفی و غیره خودمان نبوده است؟!

در حقیقت روش‌های خودمان باعث گیر افتادن در چنین شرایطی شد. تحریم‌ها با حمله به سفارت آمریکا شروع شد. همین حالا هم نباید بگذاریم مکانیزم ماشه فعال شود که نتیجه‌اش تحریم‌های سازمان ملل است. این‌ها بدتر از تحریم‌های امریکا و اروپا خواهند بود. بعد باز بگوییم تحریم‌های ظالمانه!  

آقای پزشکیان می‌گوید ما حاضریم هر هزینه‌ای بدهیم اما کوتاه نمی‌آید. آقای پزشکیان شما که هزینه نمی‌دهید مردم هزینه این شرایط وحشتناک را می‌دهند. از شما انتظار نمی‌رود اینطور حرف بزنید. اگر قرار است مردم هزینه بیشتر بدهند در انتخاب مسیر هم بایستی حق انتخاب داشته باشند. یک رفراندوم اگر برگزار شود معلوم می‌شود آیا ما این عزت پیشنهادی شما و حاکمیت را می‌خواهیم یا عزتی که با یک زندگی نرمال و رفاه و آزادی و حقوق بشر و تعامل با دنیا حاصل می‌شود؟ با این عزت مورد نظر شما کرامت و شخصیتی برای جامعه نمانده است.

مذاکره بر مبنای امتیاز دادن و امتیاز گرفتن است. برای آقایان حیثیتی می‌شود و تکرار مواضع اشتباه فعلی. به نظر من ما باید روابطمان را با آمریکا برقرار کنیم و سفارت‌ها را بازگشایی کنیم. سیاست تهاجمی و مقاومت را به تعامل و اصول دیپلماسی مشابه همه دنیا تبدیل کنیم و امور را به حالت عادی برگردانیم. آیا هسته‌ای متناسب با این همه مخارج و هزینه و تبعات آن برایمان فایده داشته است؟ اصرار بر غنی‌سازی با درصد بالا چه سودی تاکنون برای ما داشته است؟ تا کی به روسیه و چین باج بدهیم که غرب ستیزی را افزایش دهیم؟ 

بازتاب امروز: در حرف‌هایتان اشاره کردید بعضی از هم بندی‌هایتان یا اصلاً بعضی از مردم پذیرای نقد مثلاً نسبت به محمدرضا پهلوی نبوده‌اند و نیستند. اصلاً اعتراض به پهلوی‌ها تبدیل به یک فحش شده. مثلاً می‌گویند فلانی ۵۷ ایست یا می‌گویند تمام کسانی که شاه با آن‌ها برخورد کرد تروریست بوده‌اند. شما نظرتان نسبت به آن نسل چیست؟ 

من البته منظورم همه همبندی‌هایم نبود. ما پادشاهی‌خواهانی هم داشتیم که خیلی منطقی و پذیرای انتقاد بودند. رفتارهای فاشیستی هم نداشتند. دو نفر در آن جمع اینگونه بودند. به هر حال ما خودمان هم مشکلات زیادی داریم و اگر رها شویم هر کدام یک دیکتاتور هستیم. همانطور که در نامه‌ام از زندان نوشتم برای نهادینه شدن دموکراسی در خودمان زمان زیادی لازم است شاید دهه‌ها. 

بازتاب امروز: یک زمانی شلوار لی پوشیدن شما خیلی پررنگ شد حالا هم اگر اسم فائزه هاشمی را سرچ کنید چند عکس بدون چادر می‌آید البته سابقه‌اش را نمی‌دانم. دیگر باوری به چادر ندارید؟ یا دیگر علاقه‌ای ندارید؟ 

همیشه گفته‌ام تعصبی در مورد چادر ندارم. چادر را حجاب برتر نمی‌دانم. چادر را به شکل سنتی سر کردم و یک نوع حجاب است. 

بازتاب امروز: منظورتان از سنتی چیست؟ 

خوب خانواده من مومن بودند و چادر سر می‌کردند. من هم سر کردم. اینطور نبود که تحقیق خاصی در این موضوع کرده باشم. به هر حال من یک مسلمان سنتی‌ام.

بدون چادر بودنم جدید نیست. همیشه در سفرها، کوهنوردی، دوچرخه سواری، پیاده‌روی و غیره چادر سر نمی‌کنم. معمولاً در مناسبت‌ها و مکان‌های رسمی سر می‌کنم. هرجا چادر مزاحمتی دارد سر نمی‌کنم.

انتهای پیام

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×