» سلامت و پزشکی » آیا هنر می‌تواند روند پیری را کندتر کند؟
آیا هنر می‌تواند روند پیری را کندتر کند؟
سلامت و پزشکی

آیا هنر می‌تواند روند پیری را کندتر کند؟

۱۴۰۵-۰۳-۰۵ 3038

بر اساس نتایج یک مطالعه جدید، افرادی که زمان بیشتری را صرف هنر و فعالیت‌های فرهنگی مانند بازدید از موزه‌ها و گالری‌ها، آواز خواندن، تئاتر یا نقاشی می‌کنند، نشانه‌هایی از روند پیری زیستی کندتر را نشان می‌دهند.

به گزارش سرویس علمی و سلامت بازتاب امروز، محققان در این مطالعه تلاش کرده‌اند ارتباط میان مشارکت در فعالیت‌های هنری و شاخص‌های زیستی مرتبط با روند پیری را بررسی کنند. نتایج اولیه نشان می‌دهد افرادی که بیشتر در فعالیت‌های هنری و فرهنگی شرکت می‌کنند، از نظر برخی ساعت‌های زیستی، روند پیری آهسته‌تری دارند.

ساعت‌های زیستی ابزارهایی علمی هستند که پژوهشگران از آنها برای تخمین سن بیولوژیکی بدن استفاده می‌کنند. این شاخص‌ها می‌توانند نشان دهند که بدن یک فرد از نظر عملکرد سلولی و مولکولی، جوان‌تر یا پیرتر از سن واقعی او عمل می‌کند. دانشمندان در سال‌های اخیر از این ابزارها برای بررسی تأثیر سبک زندگی، تغذیه، ورزش و استرس بر روند پیری استفاده کرده‌اند.

این پژوهش که در نشریه علمی Innovation in Aging منتشر شده، توسط گروهی از محققان کالج دانشگاهی لندن انجام شده است. با وجود نتایج امیدوارکننده، برخی متخصصان علوم سلامت و اپیدمیولوژی نسبت به تفسیر این یافته‌ها محتاط هستند. به گفته آنها، اثبات اینکه هنر به صورت مستقیم باعث بهبود سلامت یا کاهش سرعت پیری می‌شود، بسیار دشوارتر از آن چیزی است که در نگاه اول به نظر می‌رسد.

منتقدان این پژوهش سه چالش اصلی را مطرح کرده‌اند. نخستین چالش، مسئله‌ای است که در علوم آماری و پزشکی با عنوان «علیت معکوس» شناخته می‌شود. در این حالت، مشخص نیست آیا فعالیت هنری باعث کندتر شدن روند پیری شده است یا اینکه افراد سالم‌تر و جوان‌تر، توان و فرصت بیشتری برای حضور در فعالیت‌های فرهنگی دارند.

به گفته منتقدان، فردی که از سلامت جسمی و روانی بهتری برخوردار است، احتمال بیشتری دارد که به موزه برود، در کلاس موسیقی شرکت نماید یا زمان بیشتری را صرف هنر کند. در مقابل، افرادی که با بیماری‌های مزمن، محدودیت حرکتی یا مشکلات جسمی روبه‌رو هستند، ممکن است کمتر بتوانند در چنین فعالیت‌هایی حضور پیدا کنند. در نتیجه، مشاهده ارتباط میان هنر و سلامت الزاماً به معنای رابطه علت و معلولی نیست.

دومین مشکل مطرح‌شده، تفاوت‌های اجتماعی و اقتصادی میان افرادی است که در فعالیت‌های هنری شرکت می‌کنند و کسانی که چنین فعالیت‌هایی ندارند. پژوهشگران منتقد عنوان کردند که افراد فعال‌تر در حوزه هنر معمولاً از درآمد بالاتر، سطح تحصیلات بیشتر و سبک زندگی سالم‌تری برخوردار هستند.

این گروه معتقد است عواملی مانند وضعیت مالی، کیفیت تغذیه، محل زندگی، دسترسی به خدمات درمانی و حتی شرایط دوران کودکی می‌توانند هم بر سلامت افراد و هم بر میزان مشارکت آنها در فعالیت‌های فرهنگی تأثیر بگذارند. در چنین شرایطی، جدا کردن اثر واقعی هنر از دیگر عوامل بسیار دشوار خواهد بود.

سومین مسئله به موضوع زمان آزاد مربوط می‌شود. به گفته برخی دانشمندان، افرادی که فرصت بیشتری برای فعالیت‌های هنری دارند، احتمالا به طور کلی وقت آزاد بیشتری در اختیار دارند. بنابراین شاید تأثیر مشاهده‌شده نه به دلیل خود هنر، بلکه به دلیل سبک زندگی آرام‌تر و استرس کمتر باشد.

منتقدان تأکید کردند که برای ارزیابی دقیق تأثیر هنر بر سلامت، باید مشخص شود زمان صرف‌شده برای هنر دقیقاً با چه فعالیتی مقایسه می‌شود. به عنوان مثال، آیا بازدید از یک موزه نسبت به تماشای تلویزیون مفیدتر است؟ آیا حضور در یک کنسرت نسبت به پیاده‌روی یا خواب تأثیر متفاوت‌تری دارد؟ بدون چنین مقایسه‌هایی نمی‌توان نتیجه قطعی گرفت.

کارشناسان بیان کردند که بهترین روش برای بررسی این مسئله، انجام مطالعات آزمایشی کنترل‌شده است. در چنین مطالعاتی باید گروه بزرگی از افراد به شکل تصادفی به گروه‌های مختلف تقسیم شوند و هر گروه فعالیت مشخصی انجام دهد. سپس تغییرات سلامت و شاخص‌های پیری در آنها طی سال‌ها مورد بررسی قرار گیرد.

اما اجرای چنین آزمایش‌هایی بسیار دشوار و پرهزینه است. محققان باید راهی پیدا کنند تا افراد واقعاً به انجام فعالیت‌های تعیین‌شده پایبند بمانند. علاوه بر این، اگر شرکت‌کنندگان برای حضور در فعالیت‌های هنری پول دریافت کنند، نتایج ممکن است دیگر بازتاب رفتار طبیعی انسان‌ها نباشد.

به همین دلیل، بسیاری از پژوهشگران به جای آزمایش مستقیم، از داده‌های مطالعات بلندمدت استفاده می‌کنند. در این روش، اطلاعات مربوط به سبک زندگی، وضعیت سلامت و فعالیت‌های روزانه هزاران نفر طی سال‌ها جمع‌آوری می‌شود. سپس دانشمندان تلاش می‌کنند میان این داده‌ها ارتباط پیدا کنند.

با وجود این، منتقدان عنوان کردند که مطالعه اخیر کالج دانشگاهی لندن نیز محدودیت‌های قابل‌ توجهی داشته است. این مطالعه فقط در یک بازه زمانی مشخص، میزان مشارکت هنری و وضعیت پیری زیستی افراد را اندازه‌گیری کرده و داده‌های مکرر بلندمدت در اختیار نداشته است. در نتیجه، تعیین جهت واقعی رابطه میان هنر و سلامت ممکن نیست.

همچنین منتقدان خاطر نشان کردند که پژوهشگران تنها بخشی از عوامل تأثیرگذار را در تحلیل خود لحاظ کرده‌اند. برای نمونه، برخی متغیرهای مهم مانند ثروت، بیماری‌های قبلی یا شرایط دوران کودکی به طور کامل بررسی نشده‌اند.

علاوه بر این، برخی شاخص‌های سبک زندگی نیز به شکلی بسیار ساده در تحلیل وارد شده‌اند. برای مثال، وضعیت استعمال دخانیات فقط به صورت سیگاری یا غیرسیگاری ثبت شده و میزان مصرف سیگار در نظر گرفته نشده است. همین موضوع درباره مصرف الکل و شاخص توده بدنی نیز مطرح شده است.

بر اساس گزارش منتشرشده، زمانی که عوامل سبک زندگی مانند مصرف دخانیات، الکل و شاخص توده بدنی وارد تحلیل شدند، میزان اثر مشاهده‌شده میان 30 تا 80 درصد کاهش پیدا کرد. این موضوع نشان می‌دهد بخشی از ارتباط میان هنر و سلامت ممکن است ناشی از تفاوت‌های کلی سبک زندگی باشد.

در جریان پوشش رسانه‌ای این مطالعه، برخی اظهارنظرهای پژوهشگران نیز با واکنش‌هایی همراه شد. محققان در بخشی از توضیحات خود گفته بودند تفاوت میان افرادی با مشارکت هنری بالا و پایین، از نظر تأثیر بر روند پیری زیستی، قابل مقایسه با تفاوت میان افراد سیگاری و کسانی است که سیگار را ترک کرده‌اند.

برخی متخصصان علوم سلامت این مقایسه را اغراق‌آمیز دانسته‌اند. آنها عنوان کردند که شواهد علمی مربوط به خطرات سیگار و مزایای ترک آن بسیار گسترده و قطعی است، در حالی که پژوهش درباره تأثیر هنر بر سلامت هنوز در مراحل اولیه قرار دارد.

با وجود این انتقادها، نویسندگان مطالعه از یافته‌های خود دفاع کرده‌اند. آنها تأکید کردند که پژوهش درباره رفتارهای انسانی پیچیده است و هیچ مطالعه‌ای نمی‌تواند تمام عوامل تأثیرگذار را به طور کامل کنترل کند.

پژوهشگران کالج دانشگاهی لندن اعلام کرده‌اند که در تحلیل خود، عواملی مانند درآمد خانوار و وضعیت محرومیت اجتماعی را بررسی کرده‌اند. همچنین آنها گفته‌اند که برخی متغیرهای سبک زندگی ممکن است هم علت و هم نتیجه مشارکت هنری باشند.

برای نمونه، محققان بیان کردند که حضور در جشنواره‌ها و رویدادهای فرهنگی ممکن است مصرف الکل یا مواد را افزایش دهد، در حالی که فعالیت‌هایی مانند رقص می‌توانند به کاهش وزن و بهبود آمادگی جسمانی کمک کنند. به همین دلیل، پژوهشگران نتایج را هم با در نظر گرفتن این عوامل و هم بدون آنها تحلیل کرده‌اند.

بر اساس توضیحات ارائه‌شده، بدون در نظر گرفتن عوامل سبک زندگی، سن زیستی افرادی که در فعالیت‌های هنری شرکت می‌کردند به طور متوسط 0.8 سال کمتر بود. پس از لحاظ کردن این عوامل، اختلاف مشاهده‌شده به حدود 0.65 سال کاهش یافت.

همچنین نویسندگان مطالعه تأکید کرده‌اند که هدف آنها جایگزین کردن هنر با رفتارهای سالم شناخته‌شده مانند ورزش یا تغذیه مناسب نیست. آنها عنوان کردند که هنر می‌تواند در کنار این رفتارها به بهبود سلامت روان، کاهش استرس و افزایش کیفیت زندگی کمک کند.

برخی پژوهش‌های پیشین نیز نشان داده‌اند فعالیت‌های هنری می‌توانند بر کاهش احساس تنهایی، بهبود سلامت روان و افزایش تعاملات اجتماعی تأثیر مثبت داشته باشند. آواز خواندن گروهی، حضور در کلاس‌های هنری و بازدید از فضاهای فرهنگی می‌تواند حس تعلق اجتماعی را تقویت کند و به کاهش اضطراب کمک نماید.

کارشناسان بیان کردند که همین عوامل ممکن است به شکل غیرمستقیم بر سلامت جسمی نیز اثر بگذارند. استرس مزمن، انزوا و افسردگی از جمله عواملی هستند که با افزایش خطر بیماری‌های قلبی، اختلالات خواب و مشکلات متابولیک ارتباط دارند.

با وجود این، متخصصان تأکید کردند که هنوز شواهد کافی برای توصیه هنر به عنوان جایگزین ورزش، تغذیه سالم یا ترک دخانیات وجود ندارد. به گفته آنها، فعالیت بدنی منظم، رژیم غذایی مناسب، خواب کافی و کاهش مصرف الکل همچنان مهم‌ترین عوامل اثبات‌شده برای افزایش طول عمر و حفظ سلامت هستند.

دانشمندان اعلام کردند که تحقیقات آینده باید با داده‌های دقیق‌تر و در بازه‌های زمانی طولانی‌تر انجام شود تا بتوان نقش واقعی هنر در روند پیری و سلامت انسان را با اطمینان بیشتری مشخص کرد.

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×