» سلامت و پزشکی » راز گم شدن برخی افراد در محیط‌های کاملاً آشنا کشف شد
پژوهش جدید: اختلال DTD می‌تواند دلیل گم شدن مکرر برخی افراد باشد
سلامت و پزشکی

راز گم شدن برخی افراد در محیط‌های کاملاً آشنا کشف شد

2026-07-02 1053

از هر ۳۰ نفر، یک نفر ممکن است به اختلال DTD وضعیتی که باعث گم شدن مکرر حتی در محیط‌های کاملاً آشنا می‌شود مبتلا باشد.

به گزارش سرویس سلامت و پزشکی تکناک،پژوهشگران اعلام کرده‌اند که نوعی اختلال عصبی-شناختی کمتر شناخته‌شده ممکن است تا یک نفر از هر ۳۰ نفر را تحت تأثیر قرار دهد؛ اختلالی که می‌تواند باعث شود افراد حتی در محیط‌های کاملاً آشنا مانند خانه، محل کار یا محله زندگی خود نیز بارها مسیر را گم کنند.

تقریباً همه افراد تجربه استفاده از برنامه‌های مسیریابی در تلفن همراه را دارند. اگر هنگام حرکت، شارژ گوشی تمام شود یا برنامه ناوبری از کار بیفتد، ممکن است برای چند دقیقه احساس سردرگمی ایجاد شود. اما معمولاً مشاهده یک خیابان آشنا، یک ساختمان شناخته‌شده یا پرسیدن آدرس از دیگران کافی است تا فرد دوباره مسیر خود را پیدا کند. با این حال، برای برخی افراد این احساس سردرگمی دائمی است و حتی در مکان‌هایی که سال‌ها در آن زندگی کرده‌اند نیز از بین نمی‌رود.

پژوهشگران این وضعیت را Developmental Topographical Disorientation (DTD اختلال ) یا «ناهم‌جهتی رشدی در جهت‌یابی» می‌نامند. این اختلال نوعی ناتوانی مادام‌العمر در جهت‌یابی است که بدون وجود آسیب مغزی، بیماری‌های عصبی یا اختلالات روان‌پزشکی بروز می‌کند. به گفته محققان، افراد مبتلا از دوران کودکی بارها مسیر خود را گم می‌کنند و این مشکل در طول زندگی ادامه پیدا می‌کند.

برآوردهای کنونی نشان می‌دهد که تا یک نفر از هر ۳۰ نفر ممکن است درجاتی از این اختلال را تجربه کند. بسیاری از مبتلایان گزارش می‌کنند که از سال‌های نخست کودکی، دست‌کم چند بار در هفته مسیر را گم کرده‌اند. با وجود این، تعداد زیادی از این افراد هرگز تشخیص رسمی دریافت نمی‌کنند، زیرا خودشان و اطرافیان تصور می‌کنند که تنها «در پیدا کردن مسیر ضعیف هستند.»

پژوهشگران توضیح می‌دهند که مطالعات اولیه بیشتر روی افرادی انجام شده بود که شدت مشکل آن‌ها به اندازه‌ای زیاد بود که برای دریافت کمک تخصصی به پزشکان مراجعه می‌کردند. اما در سال‌های اخیر مشخص شده است که این اختلال طیف گسترده‌ای از مشکلات جهت‌یابی را در بر می‌گیرد و شدت آن در افراد مختلف متفاوت است. همین موضوع باعث شده است که تشخیص دقیق انواع مختلف DTD دشوار باشد.

به همین دلیل، گروهی از پژوهشگران دانشگاه Leiden تحقیقات خود را روی زیرگروه مشخصی از مبتلایان متمرکز کرده‌اند؛ افرادی که فاقد «نقشه شناختی» هستند. آن‌ها برای توصیف این وضعیت، اصطلاح Atopia را پیشنهاد کرده‌اند؛ واژه‌ای که به معنای «زندگی بدون مکان یا نقشه» است.

در انسان‌های سالم، مغز هنگام حرکت در محیط، به‌صورت خودکار یک نقشه ذهنی از خیابان‌ها، ساختمان‌ها، تقاطع‌ها و سایر نشانه‌های محیط ایجاد می‌کند. این نقشه شناختی به افراد اجازه می‌دهد موقعیت خود را نسبت به سایر نقاط تشخیص دهند، میانبر پیدا کنند، از مسیرهای جدید عبور کنند و حتی بدون نگاه کردن به نقشه، جهت تقریبی خانه یا مقصد را حدس بزنند.

اما افراد مبتلا به Atopia چنین نقشه‌ای را تشکیل نمی‌دهند. آن‌ها معمولاً حافظه بسیار خوبی برای تشخیص ساختمان‌ها، خیابان‌ها یا نشانه‌های شاخص محیط دارند، اما این اطلاعات هرگز به یک تصویر منسجم از محیط تبدیل نمی‌شود. به بیان دیگر، آن‌ها مکان‌های مختلف را به‌صورت مجموعه‌ای از اطلاعات جداگانه به خاطر می‌سپارند، نه به‌عنوان بخش‌هایی از یک نقشه کامل.

برای نمونه، فرد ممکن است بداند خانه‌اش در نزدیکی ایستگاه قطار قرار دارد و فروشگاه نیز در نزدیکی خانه واقع شده است، اما قادر نباشد ارتباط فضایی این مکان‌ها را در ذهن خود ترسیم کند. به همین دلیل، اگر مسیر همیشگی او به هر دلیلی تغییر کند، مانند بسته شدن یک خیابان، ورود از سمت دیگر یک ساختمان یا اشتباه پیچیدن در یک تقاطع، دیگر نمی‌تواند مسیر صحیح را پیدا کند.

یکی از شرکت‌کنندگان این پژوهش وضعیت خود را این‌گونه توصیف کرده است: «من همیشه فقط از همان جایی که ایستاده‌ام محیط را می‌بینم و نمی‌توانم تصویر کلی اطرافم را در ذهنم تصور کنم.»

پژوهشگران می‌گویند چنین محدودیتی می‌تواند پیامدهای قابل‌توجهی بر زندگی روزمره افراد داشته باشد. بسیاری از مبتلایان به مرور زمان از رفتن به مکان‌های جدید اجتناب می‌کنند، تنها از مسیرهای کاملاً تکراری استفاده می‌کنند یا برای هر رفت‌وآمدی به سامانه‌های مسیریابی وابسته می‌شوند. برخی نیز برای خروج از محدوده خانه به کمک اعضای خانواده نیاز پیدا می‌کنند. یکی از افراد حاضر در این مطالعه گفته است که بدون همراهی همسرش نمی‌تواند بیش از چند خیابان از خانه دور شود.

به اعتقاد پژوهشگران، این رفتارها گاهی به اشتباه به اضطراب، بی‌دقتی یا حتی هوش پایین نسبت داده می‌شود، در حالی که چنین برداشت‌هایی هیچ پایه علمی ندارد. این سوءبرداشت‌ها می‌تواند اعتمادبه‌نفس، استقلال فردی و کیفیت زندگی افراد مبتلا را کاهش دهد.

با وجود این، محققان خبر امیدوارکننده‌ای نیز ارائه کرده‌اند. آن‌ها تأکید می‌کنند که Atopia و DTD بیماری‌های پیشرونده نیستند و برخلاف بسیاری از اختلالات عصبی، به مرور زمان باعث تخریب مغز نمی‌شوند. علاوه بر این، توانایی جهت‌یابی تا حدی قابل آموزش و تقویت است.

پژوهش‌های پیشین نشان داده‌اند افرادی که برای تمام مسیرهای خود به GPS متکی هستند، در آزمون‌های حافظه فضایی عملکرد ضعیف‌تری دارند. همچنین یک مطالعه سه‌ساله نشان داده است که استفاده گسترده از سامانه‌های مسیریابی با کاهش تدریجی توانایی طبیعی جهت‌یابی ارتباط دارد.

بر همین اساس، پژوهشگران دانشگاه لیدن یک برنامه آموزشی مجازی شش‌هفته‌ای را طراحی کرده‌اند که هدف آن تقویت مهارت‌های جهت‌یابی، کاهش مشکلات روزمره و افزایش استقلال افراد مبتلا به Atopia است. این برنامه با استفاده از تمرین‌های مجازی تلاش می‌کند توانایی پردازش فضایی و استفاده مؤثرتر از نشانه‌های محیط را بهبود دهد.

پژوهشگران در پایان تأکید می‌کنند که سیستم جهت‌یابی مغز نیز مانند بسیاری از توانایی‌های شناختی، با تمرین حفظ می‌شود. آن‌ها توصیه می‌کنند افراد در همه مسیرها به GPS وابسته نباشند و گاهی بدون استفاده از ابزارهای مسیریابی، مسیر خود را پیدا کنند تا توانایی طبیعی مغز برای ساخت و استفاده از نقشه‌های شناختی تقویت شود.

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×