» اجتماعی » نقدی بر بیانیه جمعی از اساتید دانشگاه علامه درخ خصوص حجاب دانشجویان | بازتاب امروز
نقدی بر بیانیه جمعی از اساتید دانشگاه علامه درخ خصوص حجاب دانشجویان | بازتاب امروز
اجتماعی

نقدی بر بیانیه جمعی از اساتید دانشگاه علامه درخ خصوص حجاب دانشجویان | بازتاب امروز

2026-07-20 1038

محمد شهریاری بناب، دانشجوی دکتری علوم سیاسی در یادداشتی با عنوان «نقدی بر انتشار بیانیه جمعی از اساتید دانشگاه علامه طباطبایی» که در اختیار بازتاب امروز قرار داده، نوشت:

یک جامعه‌ را می‌توان از روی دغدغه نخبگانش شناخت. زیرا آنچه بیش از هر چیز دیگری جایگاه یک نهاد علمی را آشکار می‌کند، نه صرفاً دانشی که تولید می‌کند، بلکه مسئله‌ای است که برای آن احساس مسئولیت می‌کند. گاهی خودِ انتخاب مسئله، از هر استدلالی رساتر است؛ چرا که نشان دهنده آن است که کنشگران چه چیزی را در صدر اولویت‌های آن جامعه قرار می‌دهند.

انتشار بیانیه تعدادی از اعضای هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی درباره لزوم تشدید برخورد با مسئله حجاب، فارغ از موافقت یا مخالفت با محتوای آن، از یک جهت قابل تأمل است؛ نه به دلیل آنچه گفته، بلکه به دلیل آنچه ناگفته گذاشته است. مسئله اصلی این یادداشت نیز حجاب نیست. هر جامعه‌ای درباره مسائل فرهنگی خود دیدگاه‌های متفاوتی دارد و دفاع از هر دیدگاهی، در چارچوب قانون، حق شهروندان است. آنچه این بیانیه را محل بحث قرار می‌دهد، اولویتی است که برای دانشگاه و کشور ترسیم می‌کند.

ایران امروز در شرایط عادی قرار ندارد. آتش جنگ مجددا در حال شعله‌ور شدن است و میهن عزیزمان هرروز تحت حملات آمریکا قرار دارد. آثار جنگ، فشارهای خارجی، بحران برق و ناترازی انرژی، بحران‌های اقتصادی، کاهش سرمایه اجتماعی، مهاجرت نخبگان و فرسایش امید عمومی بر فضای کشور سایه انداخته است. دانشگاه نیز از این وضعیت جدا نیست. کیفیت آموزش عالی سال‌هاست محل بحث است، جایگاه دانشگاه‌های ایران در بسیاری از شاخص‌های علمی با چالش روبه‌روست، بودجه پژوهش پاسخگوی نیازهای علمی نیست، مهاجرت استادان و دانشجویان به یک نگرانی جدی تبدیل شده و محدودیت‌های ارتباطات علمی، دسترسی پژوهشگران به جهان را دشوارتر کرده است. در چنین وضعیتی، طبیعی است انتظار برود دانشگاه، پیش از هر چیز، نسبت به این مسائل حساس باشد و درباره آنها موضع بگیرد.

اما بیانیه منتشرشده، تصویری متفاوت ارائه می‌دهد؛ گویی مهم‌ترین مسئله امروز دانشگاه نه کیفیت آموزش است، نه آینده پژوهش، نه مهاجرت نخبگان و نه وضعیت دانشجو، بلکه نحوه پوشش دانشجویان و تقویت سازوکارهای نظارتی است. همین انتخاب، بیش از هر بخش دیگر بیانیه، محل تأمل است.

نویسندگان بیانیه بارها بر اجرای قانون تأکید کرده‌ و استدلال می‌کنند که بی‌توجهی به قانون در یک حوزه، زمینه بی‌اعتنایی به قانون در سایر حوزه‌ها را نیز فراهم می‌کند. این استدلال، اگر به صورت یک اصل کلی مطرح شود، قابل دفاع است؛ اما پرسش اینجاست که چرا این حساسیت تنها در یک موضوع بروز پیدا می‌کند؟ اگر مسئله، قانون است، قانون فقط به یک حوزه محدود نمی‌شود. دانشگاه با مسائل متعددی روبه‌روست که مستقیماً با حقوق علمی دانشجویان، کیفیت آموزش و آینده پژوهش ارتباط دارد. انتظار می‌رود همان حساسیتی که نسبت به یک موضوع فرهنگی وجود دارد، نسبت به این مسائل نیز دیده شود. هنگامی که این توازن وجود ندارد، طبیعی است که این تصور شکل بگیرد که مسئله اصلی، اجرای قانون نیست، بلکه گزینشی دیدن قانون است.

دانشگاه را فقط از بیانیه‌هایی که طیفی از اساتید آن منتشر می‌کند نمی‌توان شناخت؛ گاهی سکوت‌هایش گویاتر از سخنانش هستند. هر بیانیه‌ای، در کنار آنچه بیان می‌کند، فهرستی از موضوعاتی را نیز آشکار می‌سازد که نویسندگان آن، ضرورتی برای پرداختن به آنها احساس نکرده‌اند. از همین رو، بیانیه اخیر بیش از آنکه درباره حجاب سخن بگوید، درباره نظام اولویت‌بندی بخشی از نخبگان دانشگاهی سخن می‌گوید.

نکته قابل تأمل دیگر، تأکید نویسندگان بر غیرسیاسی بودن این مطالبه است. حال آنکه تقریباً تمام پیشنهادهای مطرح‌شده در بیانیه، از افزایش نظارت و برخورد گرفته تا مطالبه پاسخگویی از مدیران، ماهیتی آشکارا در حوزه سیاست عمومی و حکمرانی دارد. این امر نه ایراد است و نه نقطه ضعف؛ دانشگاه اساساً نمی‌تواند نسبت به مسائل حکمرانی بی‌تفاوت باشد. اما اصرار بر غیرسیاسی خواندن مطالبه‌ای که مستقیماً به سیاستگذاری عمومی مربوط می‌شود، بیش از آنکه ابهام را برطرف کند، بر آن می‌افزاید!

از سوی دیگر، نویسندگان بیانیه، اعتماد دانشگاهیان را بزرگ‌ترین سرمایه دانشگاه معرفی کرده‌اند. این گزاره کاملاً درست است، اما پرسش این است که اعتماد با توصیه و بخشنامه ایجاد می‌شود؟ تجربه آموزش عالی نشان داده است که سرمایه اجتماعی دانشگاه، بیش از هر چیز، محصول کیفیت علمی، عدالت، شایسته‌سالاری، آزادی اندیشه و احساس امنیت علمی است. هر سیاستی که این مؤلفه‌ها را تضعیف کند، حتی اگر با نیت خیر تدوین شده باشد، در نهایت به کاهش همان اعتمادی منجر خواهد شد که از آن سخن گفته می‌شود.

انتهای پیام

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×