» اجتماعی » بهار تا بهار دریغ از بهار! | بازتاب امروز
بهار تا بهار دریغ از بهار! | بازتاب امروز
اجتماعی

بهار تا بهار دریغ از بهار! | بازتاب امروز

۱۴۰۴-۰۱-۱۰ 209

حمزه فیضی‌پور در یادداشتی ارسالی به بازتاب امروز نوشت:

 انسان ها با نقش آفرینی در نظام ها،  پدیده ها(مثلا شادی) را بوجود می آورند و با آنها زندگی می کنند. این پدیده ها می توانند آدم ها را با حال کنند، آدم های با حال و هوای شاد هم در یک سیستم هماهنگ، پویا و متعادل  و در یک ارتباط اجتماعی صحیح می توانند آفریننده پدیده های فراگیرشادانگیز باشند. هر اندازه که  نظام اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی در جهت پاسخگویی به نیازهای افراد جامعه  کارآمد باشد و  سیستم در تعامل منظم مجموعه ای و کارکرد تامین نیازهای افراد بر محور تعادل کارایی داشته باشد به همان میزان سرمایه اجتماعی نیز افزایش پیدا می کند و در این بستر افراد به عنوان کنشگران، حس “ما بودن” می گیرند و تعلق اجتماعی بیشتری پیدا می کنند. بستری که   “فوکویاما”، «هنجارهای همیاری» را  شالوده آن می داند  و معتقد است که سرمایه اجتماعی نه مبتنی بر نوعی سازمان رسمی بلکه ناظر بر یک ارتباط اخلاقی می باشد. در این ارتباط اخلاقی- اجتماعی است که  می توان به سه منبع اصلی پدیده های شاد جمعی اشاره نمود که ره آورد کارآمدی  سیستم در تعامل مثبت با کنشگران خود می باشد:

« یک) منبع اجتماعی که همان نوع و شکل ساختار ارتباطی شادی آفرین در جامعه است که با گسترش ارتباطات بین فردی بر مبنای همان هنجارها – هم نوع کمی و هم نوع کیفی آن- حال و هوای روح افزا بر جامعه و روحیات اجتماعی افراد مستولی می شود.

دو) منبع انگیزشی که همان روحیات، احساسات و عواطف برانگیخنه شاد می باشد که متاثر از منبع اولی است.

سه) منبع شناختی که افراد جامعه مانند یک سیستم( ورودی، پردازش، خروجی) اطلاعات و داده های مثبت محیطی- پیرامونی را دریافت، پردازش و  به همان میزان شادی تولید می کنند»

 بهار که خود فصل رویش گل و سبزه و نغمه بلبل از ناحیه  حضرت کردگار است و برای انسان ها شادی به ارمغان می آورد در پیوندش با فعالیت پر از انرژی این سه منبع به مضاعف می تواند صحنه نمایش شادی هایی باشد  که  جامعه با آن و با  سرزندگی و نشاط بیشتر در مسیر دستیابی به سه هدف “همبستگی اجتماعی”، “امید به آینده”  و “اعتماد اجتماعی” حرکت نماید. هر گونه اختلال در عملکرد انرژی بخشی و پویایی سه منبع ذکر شده می تواند اسباب غمگینی اجتماعی، یاس اجتماعی و افسردگی جمعی شود و اعتدال  بهار فرح بخش را از مردم بگیرد و این زمانی اتفاق می افتد که نطام های سیاسی، اقتصادی، فرهنگی و اجتماعی حالت تعادل کارکردی خود را از دست بدهند و نوع ناهمسویی حرکتی (نااعتدالی) بوجود بیاید که به دنبال آن، به خاطر عدم رفع مشکلات و تل انبار شدن خواسته ها؛  نارضایتی در میان مردم نیز افزایش می یابد.

این متن به دنبال یاس آفرینی و یا  تخریب عملکرد مثبت هیچ گروه و جریان سیاسی نیست  بلکه با الهام ازمتن وزین نهج البلاغه و به طور خاص بخشی از نامه 53 امام علی علیه السلام به مالک اشتر که  بر «همسویی گرفتن مالیات با عمران و آبادانی زمین تاکید دارند(…وَلْيَکُنْ نَظَرُکَ فِي عِمَارَةِ الاْرْضِ أَبْلَغَ مِنْ نَظَرِکَ فِي اسْتِجْلاَبِ الْخَرَاجِ) و تنگ دستی را سببِ ویرانی زمین معرفی کرده  و این دو را مستقیم و غیر مستقیم ناشی از عملکردِ به تعبیر امروزیِ مجموعه سیستم دانسته است(…وَإِنَّمَا يُؤْتَى خَرَابُ الاْرْضِ مِنْ إِعْوَازِ أَهْلِهَا، وَإِنَّمَا يُعْوِزُ أَهْلُهَا لاِشْرَافِ أَنْفُسِ الْوُلاَةِ عَلَى الْجَمْعِ، وَسُوءِ ظَنِّهِمْ بِالْبَقَاءِ، وَقِلَّةِ انْتِفَاعِهِمْ بِالْعِبَر)» می خواهد که واقعیت ها و اتفاقات جامعه دربهار 1403 تا بهار 1404 و نیز در سال های گذشته همانطور که هستند بیان شوند تا که در رسیدن به نقطه مطلوب و پرهیز از درجا زدن، گذشته چراغ راه آینده شود و با برنامه ریزی، اصلاح عملکردی و رفع تنگناها و گرفتاری های مردم آغازی خوب بر بهار سال های  پیش رو باشد و با تداوم مناسب در مسیر پایان متناسب حرکت نماید. در اینجا این سوال مطرح می شود که  آیا سه منبع شاد را داریم یا نه؟  آیا با پایان سال 1403  و سال های گذشته می توان ارزیابی مثبتی از پرانرژی بودن منابع شادی بخش اجتماعی داشت؟  در پاسخ؛ ابتدا به این نکته اشاره کنم که پدیده زمانِ بهار تا بهار(هرسال) همانند خود پدیده های اجتماعی، سیاسی، اقتصادی و فرهنگیِ متاثر از هم و موثر بر همدیگر(کنش و کنشگری، مدیریت، فعالیت، تعامل، رقابت و ..) آغاز و پایانی دارند از جمله:

آغاز بد، پایان بد

آغاز بد، پایان خوب

آغاز خوب، پایان بد

آغازخوب، پایان خوب

به عنوان نمونه سال 1403 بهار خوبی را شروع نکرد(سقوط بالگرد، شهادت رییسی و یارانش)،  تدوامش(قضایای درون و بیرون کشور) نیز خوب نبود و همچنین  به خاطرافزایش گرانی ها، تورم، بیکاری و … پایان خوبی برای مردم  نداشته است. اگر این شکل و فضا در سال جدید هم تداوم داشته باشد:

– وقتی که قیمت دلار با سرعت،  بالا می رود و به طور مستمر ارزش پول ملی  کاسته می شود.
– وقتی که مردم در تهیه اقلام دارویی و خوراکی با مشکلات مالی فراوان مواجه می شوند.
– وقتی افرادی کوچک با حقوق نجومی راه صدساله را یک شبه طی می کنند و مردمانی بزرگ و با عزت نفس در غم تهیه مایحتاج اولیه همچنان درجا می زنند و گرفتارند.
– وقتی که در زمستان مردم باید بی برقی را تحمل کنند و از این ناترازی؛ صنعت گر، تولیدکننده، مغازه دار، نانوادار و دیگر اقشار جامعه متضرر و عصبانی می شوند
– « وقتی که تورم ایران با بیش از ۴۲ درصد بیش از ۲۰ برابر بالاترین نرخ تورم (۴.۲ درصد) در کشورهای عربی است»!

– « وقتی که تورم ایران، حدود 18 برابر بیشتر از عریستان است که در رتبه دوم تورم منطقه ایستاده است و 60 برابر عمان که کمترین تورم را دارد»(اعتماد آنلاین، 5/9/1403 )
  – وقتی که اقتصاد رانتی داریم که «فقط عدۀ خاصی قادرند در آن کسب درآمد کنند و شمار زیادی هم در وضع نامساعد به سر می‌برند و انواع ناکامی از جمله بیکاری را تجربه می کنند»
–  «وقتی که ایران با داشتن ۶۸ نوع ماده معدنی، ۳۷ میلیارد تن ذخایر اثبات شده و بیش از ۵۷ میلیارد تن ذخایر بالقوه به ارزش ۷۷۰ میلیارد دلار در سال ۲۰۱۴ در میان ۱۵ کشور بزرگ غنی از مواد معدنی  را از آن خود کرده است اما با جمعیت زیاد فقرا و مصایب اقتصادی مواجه است».
–  وقتی که «ایران با تقریباً ۱٪ از جمعیت جهان بیش از ۷٪ از کل ذخایر معدنی جهان را در اختیار دارد، رتبه اول گاز و رتبه سوم نفت  در جهان را دارد و  اما از قطعی برق در زمستان رنج می برد»!
– وقتی که در بیشتر عرصه های سیاسی، اجتماعی، صنعتی، اقتصادی، فرهنگی، صادرات و واردات ناترازی وجود دارد.
– وقتی اقتصاد بد و مشکلات معیشتی حال مردم را گرفته و نان آور خانوار و خانواده در برابر مشکلات تاب آوری اجتماعی و اقتصادی  را از دست داده است.
– وقتی که قیمت یک عدد پسته خام و یک عدد پرتقال،هر کدام  60000 ریال باشد!
– وقتی که معلمان یک جامعه به جای استفاده از فرصت و زمان برای مطالعه با هدف تامین نیازهای اولیه و پرداخت اجاره و رهن خانه به شغل های دوم و سوم مانند اسنپ و … رویی می آورند.
– وقتی که مداوم بازنشستگان کشور نسبت به دریافتی ها و سنگینی گرفتاری ها آه و فغان دارند.
– وقتی که بچه قد و نیم قد به جای کودکی کردن و به مدرسه رفتن، سرشان داخل سطل آشغالی شهرداری باشد.
– وقتی که  روزانه میلیون ها لیتر بنزین و دیگر فرآورده های نفتی قاچاق می شود!
– وقتی که سن ازدواج بالا رفته است.
– وقتی که در طول سال به خاطر سرما، تعطیلی را بر آموزش و پرورش تحمیل می کنند و آموزش و یادگیری به کما می رود.
– وقتی که خرید خانه برای جوانان یک آرزو شده است و صد سال باید عمر کنند تا به این آرزو برسند!
– وقتی که مردم از روی واکنش و عصبانیت نسبت به وضع موجود قوانین مصوب را بی اعتنا هستند.
– وقتی که آهنگ مهاجرت نخبگان و ترک کشور از سوی پزشکان افزایش می یابد و گاه زندگی کردن در کشورهای حاشیه خلیج فارس( قطر، امارات ، عمان و کویت) برای جوانان یک آرزو می شود.
– وقتی که «بالا بودنِ رفاه بخشی از جامعه موجب می‌شود دیگر اقشار نیز رسیدن به درآمد بالا را هدف خود قرار دهند و از آنجا که اقتصاد، ابزارهای لازم برای دستیابی به رفاه بالا را در اختیار آن‌ها قرار نمی‌دهد( تبعیض و ناعادلانه بودن توزیع ثروت و درآمد)»  طبیعی هست که  ناهنجاری در جامعه بروز کند و جرایمی مانند خود کشی، سرقت و اعتیاد و … افزایش یاید. این اوضاع نشان می دهد که  اداره جامعه با مشکل مواجه هست و اگر تصمیمات بر این روال ادامه پیدا کند بحران ها حادتر خواهند شد.

 با  این اوصاف و در چنین اوقات و حالاتی از ارزیابی در پایان امسال و سال های قبل؛ با طرح ضرب المثلِ «سیاه بهار» یا مَثَل«به هوای بهار و حال بچه نمی توان اعتماد کرد» مواجه می شویم که با فقر، خشکسالی، بیکاری، ناامنی روانی، ناامیدی نسبت به آینده و دیگر گرفتاری ها و عدم تدبیر در رفع آنها؛   وقتی برای بروز احساسات شادگونه  و زندگی کردن (نداشتن دغدغه تامین نیازهای اولیه) در ابتدای سال جدید باقی نمی ماند و به نوعی در چهره جامعه می توان افسردگی را مشاهده نمود و به هیچ چیزی نمی توان اعتماد کرد و “سیاه بهاری” در ذهن مجسم می شود که تن را می لرزاند و بر آن  چون ابر بهاری باید گریست (بگذار تا بگرییم چون ابر در بهاران …). لذا  برای آینده مملکت، در قاموس بهار و نه « بهار تا بهار، دریغ از بهار» آرزوی بهاری از ابر و باران رحمت می شود که با  اصلاح امور و کارآمدی دستگاه های متولی در فراهم کردن زمینه ها و بسترهای نشاط اجتماعی و برخورداری جامعه از شرایط زیست بهینه اقتصادی و اجتماعی؛  تصویری از «آغاز خوب و پایان خوب» را ترسیم نمود که آن حس تعلق خاطر به خاک وطن آن چنان تقویت شود که حسرت بر دل بدخواهان تاریخی این آب و خاک بنشاند که فکر پلید تغییر جغرافیای آن را در سر می پرورانند.  

آن روز که  روز ابر و باران باشد
شرط است که جمعیت یاران باشد
زانروی که روی یار را تازه کند
چون مجمع گل که در بهاران باشد(مولوی)

انتهای پیام

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×