تاريخ تکرار نمیشود | شقایق ادیبان | بازتاب امروز
شقایق ادیبان، مترجم و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی در یادداشت ارسالی به بازتاب امروز با عنوان «تاریخ تکرار نمیشود» نوشت:
اپیزود یک ( مقدمهسازی_مثلثسازی )
روزی که خبر آمد رضا پهلوی به دیدار بنیامین نتانیاهو نخستوزیر اسرائیل رفته است، سناریو کلید خورد. پهلوی بهخیال براندازی و در رویای تاجگذاری دست نیاز به سوی حکومت اسرائیل و ایالات متحده دراز کرد و این دو را فرشتهی نجات خود میپنداشت. در همان روزها مقدمات ناآرامی و جنگ چیده شد و از هر بهانهای برای بیانهدادن و تشویق مردم به اعتراض و اغتشاش استفاده میکرد، در این میان او تنها نبود و رسانهای چون اینترنشنال که مسخشدگان فراوانی دارد نیز وی را همراهی میکرد و از هر مهمل و اراجیفی برای تهییج مردم و به خصوص نسل جوان استفاده میکرد تا کشور را به ناآرامی بکشاند.
در زمستان ۱۴۰۴ اعتراض به حق بازاریان نسبت به تورم و فشار اقتصادی آغاز و بدون خشونت به پایان رسید و بازار به حالت عادی بازگشت، اما این پیر کودک نادان پا جای پای پدر گذاشت و با کودتایی آمریکایی اسرائیلی مردم بسیاری را وارد چرخه اغتشاش و خشونت کرد و باعث از دست رفتن جانهای بسیاری شد، جانهایی که فقط معترض بودند و خط آنها از اغتشاشگران و جنگطلبان جدا بود. بسیاری از سلطنتطلبان هم بودند که در این بین جانفدای پهلوی شدند ولی این متوهم اقتدارطلب مسئولیت هیچیک را بر عهده نگرفت.
اپیزود دو ( پشتصحنه)
پروفسور جان مرشایمر نظریهپرداز و استاد روابط بینالملل دانشگاه شیکاگو چند ماه پیش در مصاحبههای خود اذعان داشت که رضا پهلوی چیزی جز یک عروسک خیمه شب بازی برای اسرائیل و آمریکا نیست و هدف این دو کشور برای عملیات در ایران چیزی جز تجزیه ایران نیست. او رئیسجمهور آمریکا را رئیسجمهور اسرائیل خواند که فقط به دنبال منافع اسرائیل است و به خواسته و منافع مردم آمریکا توجهی ندارد چون اسرائیل در این کشور لابی پر نفوذی دارد و حتی میتواند در اتفاقات مهم و حیاتی این کشور هم مستقیما دخالت کند.
حضور پهلوی به عنوان اپوزیسیون و آلترناتیو چیزی جز تله نبود، تلهای برای او و حامیانش و همچنین حربهای برای ایجاد تفرقه در میان مردم و ضعیفساختن وحدت ملی ایرانیان که پیشینهای به قدمت تاریخ دارد. آنها برای تجزیه ایران فقط به پهلوی اتکا نکردند و با رایزنی با احزاب مختلف معاند مانند کومله خواستار تقویت جبهه خویش شدند اما در این بین غافل از نیروهای همیشه بیدار و نگهبان ایران بودند.
اپیزود نهایی (جنگ آمریکایی_صهیونی علیه ایران)
در تاریخ ۹ اسفند ۱۴۰۴ جنگ شروع شد، جنگی مشترک علیه کشوری واحد. بهانهی ابتدایی جنگ به اصطلاح خودشان حمایت از مردم ایران بود، در فاز ابتدایی جنگ شعار ترامپ از (MAGA) به (MIGA) تغییر کرد و خود و بیبی کودککش را ناجی مردم ایران معرفی کرد اما با کشتار مردان و زنان و کودکان بیگناه و هدف قرار دادن نیروی انتظامی قصد ایجاد آنارشی در کشور را داشت. شعار در حد شعار باقی ماند و تبدیل به منع دستیابی ایران به سلاح هستهای شد، سلاحی که با توجه به تأییدات آژانس بین المللی انرژی هستهای هیچگاه وجود نداشته و تصمیمی هم برای دستیابی به آن هرگز اتخاذ نشده بود و اما در فاز پایانی ترامپ تصمیم نهایی خود را به وضوح اعلام کرد نه تغییر رژیم نه حمایت، فقط نفت. و نفت، کودتا، آمریکا در تاریخ ایران قدمتی ۷۳ ساله دارد.
سخن پایانی
هیچ راه یک شبهای برای رسیدن به بهشت وجود ندارد. اتوپیایی که مثلث پهلوی، اسرائیل و آمریکا به طرفداران خود در ایران قول داده بودند چیزی جز کشتار مردم و ویرانی برای کشور عزیزمان به بار نیاورد. رویایی که پهلوی قول داده بود با گرفتن جان دانشآموزان میناب شروع شد، کشتاری که اشک بر چشمان تمام جهان جاری ساخت جز پهلوی که در حال ناراحتی و سوگواری برای سربازان آمریکایی بود. پهلویچیها و جنگطلبانی که در جهلی مرکب گیر افتاده اند اگر تاریخ را حتی در حد تورق هم میخوانند درمییافتند که اجنبی هیچگاه ایران دوست نبوده. به یاد دارم در دورهای شرکت کردم که توماس پترسون استاد دانشگاه هاروارد از کودتای آمریکا در ایران در سال ۱۳۳۲ با عنوان “نقطهی تاریک تاریخ آمریکا” یاد کرد که در آن ایالات متحده یک دیکتاتور را جایگزین رهبری دموکرات (دکتر محمد مصدق) کرده بود.
حکومت آمریکا همان حکومت است چنگانداز و استعمارگر و امپریالیست، اما این بار تیرشان به سنگ خورد، بزرگترین ارتش جهان، اسرائیل و کشورهای منطقه هم در مقابل فرزندان و میراثداران مصدق و فاطمی و در برابر زنجیر قدرتمند وحدت و قدرت نیروی نظامی ایران در حال زانو زدن هستند بهطوری که دست به دامان کشورهای عضو ناتو شدند و آنها هم دست رد به سینهشان زدند.
وحدت ملی و وطن پرستی ایرانیان در جهان بی نظیر و اثبات شده است و همین مورد باعث شده است که در بزنگاههای تاریخی جان دهیم اما یک وجب از خاکمان را هرگز که وطن برای ما از جان عزیزتر است. پوشیده نیست که در کشور ما مشکلات زیاد است اما چاره این مشکلات نه در جنگ نه در تغییر حکومت بلکه در انجام اصلاحات تدریجی و در طول زمان به دست خود ایرانیانی است که رنج این خاک را کشیده و برای توسعه و پیشرفت این کهنوطن تمام سعی خود را بکار گرفتهاند.
با آرزوی آبادانی / پاینده ایران و ایرانی
انتهای پیام
