دلیل شکست دولت ها در کنترل دلار: بررسی اقتصاد رانتی و غیرمولد
نرخ ارز در ایران به خصوص دلار آمریکا فقط یک عدد مالی نیست. بلکه بازتابی از اعتماد عمومی، ثبات سیاسی و عملکرد نهادهای اقتصادی کشور است.
طی چهار دهه گذشته، تقریباً همه دولتهای پس از انقلاب، با وجود دیدگاههای سیاسی متفاوت، قول کنترل قیمت دلار و حفظ ارزش پول ملی را دادهاند. با وجود این وعده ها، شاهد کاهش قدرت ریال و افزایش مداوم قیمت ارز بوده ایم. [کارشناسان معمولاً دولت دوم خاتمی (۸۰ تا ۸۴ خورشیدی) را به دلیل اجرای موفق سیاست تکنرخی ارز و تناسب نسبی در این زمینه، مستثنا میدانند- عصر ایران]کانال عصر ایران در تلگرام.
سوال اساسی اینجاست: چرا سیاست های دولت در کنترل نرخ ارز موفق نبود؟
1. اقتصاد سیاسی رانتیر و عدم پاسخگویی
این شکست دلایل صرفاً اقتصادی ندارد، بلکه به ریشه های سیاسی ساختاری بازمی گردد. اقتصاد ایران همواره متکی بر مدل دولتی و رانتی بوده است. بنابراین دولت کمتر برای اخذ مالیات از مردم کار می کند و بیشتر درآمد خود را از فروش نفت و گاز به دست می آورد. این ساختار باعث می شود که دولت که وابستگی چندانی به مالیات دهندگان ندارد کمتر پاسخگوی نیازهای جامعه باشد. نوسانات درآمدهای نفتی نیز تأثیر مستقیمی بر عرضه ارز دارد. علاوه بر این، نبود نهاد مستقل و شفاف در حوزه سیاست های مالی و پولی، بحران ارزی را به یک وضعیت مزمن تبدیل کرده است.
2. بودجه مبتنی بر تورم و اتکا به دلارهای نفتی
ساختار بودجه سالانه کشور سال ها بر اساس درآمدهای نفتی است. دولت ها اغلب برای پوشش کسری بودجه از بانک مرکزی وام می گیرند یا ارزهای نفتی می فروشند. هر دو روش عوامل تورمی هستند. به همین دلیل ارزش ریال بیشتر به درآمدهای نفتی بستگی دارد تا تولید و سرمایه داخلی. هرگونه وقفه در درآمدهای نفتی منجر به کاهش ارزش ریال می شود.
3. اقتصاد غیرمولد و ضعف بخش خصوصی
در حال حاضر بخش عمده ای از اقتصاد ایران تحت کنترل دولت و نهادهای مرتبط مانند شرکت ها و مؤسسات بزرگ است. این تمرکز باعث ایجاد انحصار و گسترش رانت گرایی و در نهایت حذف فعالان بخش خصوصی از اقتصاد شده است. در یک محیط پرریسک و غیر رقابتی، سرمایه گذاران علاقه ای به فعالیت های تولیدی ندارند و ترجیح می دهند سرمایه خود را در مناطق غیرمولد یا رانت خوار خرج کنند. علاوه بر این، بیثباتی سیاستها، فضای اقتصادی را پر از بیاعتمادی کرده است.
4. تحریم های بین المللی و چند نرخ ارز
تحریم های خارجی مانع از دسترسی ایران به بازارهای جهانی و افزایش هزینه مبادلات ارزی شده است. این محدودیتها باعث شد حتی اگر دولت نرخ ارز رسمی را ثابت نگه دارد، بازار آزاد به مسیر خود ادامه دهد. بنابراین سیاست های ارزی چند نرخی به وجود آمد که معمولاً نه پایدار بود و نه شفاف.
5. تأثیرات روانی و انتظارات تورمی
تجربه سال ها برخورد با تورم مزمن، ذهنیت دلار محوری را در جامعه ایران نهادینه کرده است. کوچکترین اخبار یا شایعات سیاسی معمولا باعث خروج هیجانی سرمایه و افزایش تقاضا برای ارز می شود. این پدیده به افزایش انتظارات تورمی کمک می کند و قدرت سیاست های ضد تورمی را کاهش می دهد. نتیجه آن بی ثباتی دائمی در بازار ارز و آسیب به اعتماد عمومی به برنامه های اقتصادی دولت ها است.
6. راه ایجاد اعتماد به نفس و رسیدن به ثبات
بهبود و تثبیت نرخ ارز تنها با تعدیل دقیق ساختار مدیریت اقتصادی امکان پذیر خواهد بود و نه با تزریق موقت دلار. اقداماتی مانند استقلال واقعی بانک مرکزی، اصلاح ساختار بودجه، کاهش وابستگی به درآمدهای نفتی، افزایش رقابت پذیری بازار و افزایش شفافیت در تصمیم گیری ها می تواند وضعیت پول ملی را تثبیت کند. اما تا زمانی که اقتصاد رانتی و ضعف نهادی ادامه داشته باشد، برنامه های اقتصادی در دام چرخه های کوتاه مدت کنترل و جهش نرخ ارز خواهند افتاد.
