روزنامهنگار تبریزی: شعار تماشاچیان تراکتور قومگرایانه بود و خطرناک | بازتاب امروز
«آستارام، حیرانِم، گوزل آذربایجانِم» (آستارای من، حیران من، آذربایجان زیبای من) جدا از تمام فحاشیهای هر دو گروهِ هواداران در بازی انجام نشدهی ملوان و تراکتور به شکل دیگری مورد توجه قرار گرفت. گروهی...
«آستارام، حیرانِم، گوزل آذربایجانِم» (آستارای من، حیران من، آذربایجان زیبای من) جدا از تمام فحاشیهای هر دو گروهِ هواداران در بازی انجام نشدهی ملوان و تراکتور به شکل دیگری مورد توجه قرار گرفت. گروهی این شعار هواداران تراکتورسازی تبریز را یادآور ایدههای تجزیهطلبان دانستهاند. بازتاب امروز با نیما عظیمی، روزنامهنگار اهل تبریز پیرامون همین موضوع مصاحبه کرده است.
گزارشی از این مصاحبه را در ادامه بخوانید و فیلم کامل را در کانال آپارات یا یوتیوب بازتاب امروز ببینید.
نیما عظیمی، سردبیر وطن یولی که پیش از این نیز به رفتارهای قومگرایانهی هواداران تراکتورسازی تبریز واکنش نشان داده در مقدمهی حرفهایش گفت که فحاشی در ورزشگاههای ایران متأسفانه پدیدهای رایج است، اما از نظر او نمیتوان همه شعارهای مطرحشده در این فضا را در همین چارچوب بررسی کرد.

او شعارهای مربوط به آستارا و آذربایجان را دارای معنایی فراتر از تشویق فوتبالی دانست و آنها را در پیوند با تحولات سیاسی منطقه و پیدایش جریانهای ناسیونالیستی ترکیه در اواخر قرن نوزدهم ارزیابی کرد.
تغییر شکل جریان قومگرایی در میان هوادارنماهای تراکتور
عظیمی با اشاره به سابقه این شعارها در میان هواداران تراکتور گفت این جریان از حدود ۱۰ تا ۱۵ سال پیش و همزمان با حضور این تیم در لیگ برتر، در میان بخشی از هواداران آن بروز پیدا کرده است.
او برای توضیح دیدگاه خود به نمونههایی از شعارها و رفتارهای گذشته اشاره کرد؛ از جمله استفاده از عبارت «خلیج عربی»، شعار «مرگ بر فارس»، توهین به کوروش و نصب بنری با مضمون «آذربایجان جنوبی از ایران نیست».
به گفته عظیمی، اصطلاح «آذربایجان جنوبی» در ادبیات جریانهای پانترکیست به مناطق آذربایجان در ایران اشاره دارد و او معتقد است استفاده از این عبارت را باید در چارچوب سیاستهای هویتی و منطقهای بررسی کرد. او همچنین مدعی شد این اصطلاح در کتابهای درسی جمهوری آذربایجان نیز به کار رفته است.
این فعال رسانهای در پاسخ به این پرسش که آیا چنین رفتارهایی در سالهای اخیر کمرنگ شدهاند، گفت «جریان قومگرایی از میان نرفته، بلکه شیوه بروز آن تغییر کرده است». به اعتقاد او، برخوردهای انتقادی با برخی شعارهای پیشین موجب شده است این جریان شکل دیگری از بیان مواضع خود را دنبال کند.
عظیمی در ادامه به اظهارات محمد حسننژاد، نماینده باشگاه تراکتور در برنامه «فوتبال برتر»، اشاره کرد که شعارهای هواداران این تیم را نژادپرستانه ندانسته بود.
او در واکنش به این موضع تأکید کرد که از نظرش، شعار «آستارام، حیرانیم؛ گوزل آذربایجانیم» را نمیتوان صرفاً یک شعار فوتبالی دانست.
عظیمی گفت این اظهارات را با اطلاع از موضوع مطرح میکند و معتقد است افرادی که چنین شعارهایی سر میدهند، لزوماً نماینده همه هواداران تراکتور نیستند.
او تاکید کرد بخشی از افرادی که این شعارها را سر میدهند، هوادارنما هستند و نباید رفتار آنها را به همه هواداران تراکتورسازی تبریز تعمیم داد.
عظیمی با اشاره به شعار خاصی که در بازی ملوان و تراکتورسازی گفته شده گفت: «به چه حقی در قانون تقسیمات کشوری دخالت میکنید؟» او گفت همه ایرانیان در شکلگیری هویت ملی مشترک سهیماند و طرح چنین شعارهایی میتواند شکافهای قومی را برجستهتر کند.
او همچنین با اشاره به موقعیت جغرافیایی آستارا و منطقه حیران، معتقد بود پیوند دادن این مناطق با یک هویت سرزمینی فراتر از مرزهای ایران میتواند حامل دلالتهای سیاسی باشد. عظیمی این تحلیل را در ارتباط با جریان پانترکیسم میدانست.
گروه تروریستی گرگهای خاکستری و ایده «جهان ترک»
بخش دیگری از این گفتوگو به سازمان موسوم به «گرگهای خاکستری» اختصاص داشت. عظیمی این جریان را در پیوند با پانترکیسم دانست و گفت برخی از این گروه افراطی و تجزیهطلب نقشهای به نام «جهان ترک» را دنبال میکنند، نقشهای که حتی رجب طیب اردوغان نیز آن را نمایش داده.
به گفته عظیمی، در تصور سیاسی این جریان محدودهای فراتر از مرزهای فعلی ترکیه و جمهوری آذربایجان بعنوان سرزمین ترکها در نظر گرفته میشود. او همچنین نمادی که برخی از هواداران این جریان بعنوان نماد گرگهای خاکستری با دست نشان میدهند را تروریستی دانست.
عظیمی با اشاره به محدودیتها و برخوردهایی که در برخی کشورها با این جریان صورت گرفته است، این نماد را نیز بخشی از هویت سیاسی آن دانست.
مناقشه بر سر زبان مادری و اصل پانزدهم قانون اساسی
موضوع دیگری که در این گفتوگو مطرح شد، شعارهای مربوط به «آموزش به زبان مادری» بود؛ شعاری که به گفته عظیمی، گاهی در دقیقه پانزدهم مسابقات تراکتور نیز شنیده میشود و او آن را مرتبط با اصل پانزدهم قانون اساسی میداند.
اصل پانزدهم قانون اساسی مقرر میکند زبان و خط رسمی و مشترک مردم ایران فارسی است و اسناد، مکاتبات و متون رسمی و کتابهای درسی باید به این زبان و خط باشند. همین اصل، استفاده از زبانهای محلی و قومی را در مطبوعات و رسانههای گروهی و تدریس ادبیات آنها را در مدارس، در کنار زبان فارسی، آزاد میداند.
عظیمی با تأکید بر بخش نخست این اصل، بر ضرورت حفظ جایگاه زبان فارسی بهعنوان زبان رسمی و مشترک کشور تأکید کرد. او همچنین بر واژه «آزاد است» در بخش دوم اصل پانزدهم تکیه کرد و گفت این اصل استفاده از زبانهای محلی را در حوزههای تصریحشده ممنوع نکرده است.
او در عین حال مدعی شد برخی جریانهای پانترکیست، موضوع آموزش به زبان مادری را در چارچوب تلاش برای تغییر هویت ملی ایرانی مطرح میکنند. به اعتقاد او، این جریانها میکوشند زبان فارسی را در برابر زبانهای محلی قرار دهند و از این تقابل برای پیشبرد اهداف سیاسی خود استفاده کنند.
عظیمی گفت یکی از مؤلفههای اصلی هویت ملی ایرانی، زبان فارسی است و به باور او، نمیتوان بحث زبان مادری را بدون توجه به زمینههای تاریخی و سیاسی آن بررسی کرد.
قوم ساختگی فارس
عظیمی در بخش دیگری از گفتوگو به ادعای برخی جریانهای پانترکیست درباره تضییع حقوق ترکها از سوی فارسها در طول تاریخ اشاره کرد. در موضوع این ادعای تضییع معمولاً ترکیب «قوم فارس» تکرار میشود. عظیمی از اساس این ترکیب را ساختگی و بیمعنا میدانست.
او در نقد فضایی که تجزیه طلبان قصد القای آن را دارند گفت که در گذشته، مردم ایران بیش از آنکه یکدیگر را با عنوان قومیتهای مشخص بشناسند، با انتسابهای شهری و منطقهای معرفی میکردند؛ برای مثال، فردی را اصفهانی یا شیرازی میخواندند.
عظیمی در ادامه، برخی از این صورتبندیهای هویتی را با سیاستهای ملیتسازی در دوره استالین و دستورات او و جعفر پیشهوری مرتبط دانست.
انتهای پیام
بدون نظر! اولین نفر باشید