اخراج افغانی مطالبهی ملیست یا برساخت رسانهای؟ | گزارش میزگرد مهاجرین افغانستانی [+فیلم] | بازتاب امروز
فیلمهایی که موج جدید ورود افغانستانیها را نشان میدهد چقدر واقعیت دارد؟ مطالبهی اخراج افغانها چقدر متاثر از رسانههاست؟ آیا آوردهی افغانها با هزینههایی که برای ایران دارند برابری میکند؟ شناخت...
فیلمهایی که موج جدید ورود افغانستانیها را نشان میدهد چقدر واقعیت دارد؟ مطالبهی اخراج افغانها چقدر متاثر از رسانههاست؟ آیا آوردهی افغانها با هزینههایی که برای ایران دارند برابری میکند؟ شناخت ایرانیها و افغانها از یکدیگر چقدر است؟ میدانستید در افغانستان هم لر و کرد و شاهسون و عرب و… داریم؟ میدانستید که آخرین قانون مصوب ایران در حوزهی مهاجرین مربوط به سال ۱۳۱۰ است؟
بازتاب امروز در یک میزگرد دیدگاه و پاسخ چهار افغانستانی: سیدعباس حسینی، خبرنگار خبرگزاری صدای افغانستان، رضا عطایی، دبیر سیاسی انجمن راحل، ثریا علیزاده، دبیر حقوقی انجمن راحل و بتول اکبری، یکی از اعضای خانواده خانه کابل به این سوالات را بررسی کرده و از واقعیتهایی در مورد افغانستان گفته که تا به حال نشنیدهاید.
فیلم کامل این میزگرد را در کانال بازتاب امروز در یوتیوب [لینک] و یا آپارات [لینک] ببینید.
گزارشی از این میزگرد را در ادامه بخوانید:
سیدعباس حسینی، خبرنگار خبرگزاری صدای افغانستان، درباره فیلمهای منتشرشده از ورود قاچاقی مهاجران به ایران گفت که این تصاویر راستیآزمایی نشدهاند، مشخص نیست مربوط به چه زمانی هستند و ممکن است صرفا وسیلهای برای داغ کردن ترندهایی مانند #اخراج_افغانی باشند.
او از چهرههایی مانند کساییزاده گفت که علیرغم محکومیت قضایی در موج قبلی داغ شدن این ترند مجددا فعال شدهاند. به گفته او جریانی که کساییزاده بخشی از آن است قصد دامن زدن به تنش میان ایرانیها و افغانستانیها را دارند.
رضا عطایی، دبیر سیاسی انجمن راحل دربارهی احساس خطر و تهدید جامعه ایرانی از سوی افغانستانیها گفت این موضوع مسبوق به سابقه است و هرچند که نمیتوان این احساس را میان بخشی از جامعه ایران انکار کرد اما بخشی از آن هم برساخت رسانهای است.
عطایی با اشاره به موجه مهاجرین افغانستانی در دهه ۶۰ یا پس از مرداد ۱۴۰۰ و روی کار آمدن طالبان توضیح داد که مسئله مهاجرین را نباید خارج از مسائل جامعه ایران دید چرا که خارج از این دیدگاه ما را به دو طیف اخراج یا حمایت میکشاند که هیچکدام درست نیست. علاوه بر این اوتاکید کرد که در طرح مسئله «جامعه ایرانی» باید این نکته را در نظر رفت که منظور ما کدام بخش از جامعه ایران است؛ مردم واژهای کلیست.
عطایی به یک پدیده جالب در جامعهشناسی هم اشاره کرد: بلاگردانی. پدیدهای که به باور او در مورد مهاجرین افغانستانی مصداق دارد. جامعهای که بیشتر از ۴۰ سال است با ایرانیها همزیستی دارد در مواقع بحرانی مانند جنگ یا اعتراضات انگ جاسوس یا مزدور حاکمیت به آن میخورد. چرا؟! چون جامعه دیواری کوتاهتر و بیدفاعتر از آن پیدا نمیکند.
بخشی از میزگرد قیاس آوردهی مهاجرین افغانستانی با هزینههای آنها برای ایران بود. یعنی همان گلایههای روزمرهای که میشنویم: کارگر افغانی کار کارگر ایرانی را میگیرد، یک خانوادهی افغانی بخش اعظم سهم آرد و نان یک محله را مصرف میکند، بنزین ارزان ایرانی چرا باید در اختیار کارگر افغانی قرار بگیرد؟
ثریا علیزاده، دبیر حقوقی انجمن راحل، گفت ارزیابی آورده اقتصادی مهاجران به میزان استفاده ایران از ظرفیتهای آنها بستگی دارد. به گفته او، افغانستانیها را نباید فقط در جایگاه کارگر دید؛ هرچند در همین حوزه نیز بخشی از نیاز نیروی کار کشور، از جمله در صنعت ساختمان، با حضور آنها تأمین شده است.
حسینی در پاسخ به این سوال به پژوهشهایی که در مرکز پژوهشهای مجلس انجام شده اشاره کرد و آمار جالبی ارائه داد: نرخ بیکاری شهروندان ایرانی در استانهای دارای مهاجران افغانستانی یکرقمی و در برخی استانهای دیگر دورقمی است. حسینی بر این باور بود که حضور افغانستانیها نه تنها تاثیر منفی در افتصاد شهرهای ایران ندارند بلکه باعث رشد و پویایی میشوند.
او همچنین به این نکتهی البته تکراری اشاره کرد که مشاغلی که مهاجران افغانستانی انجام میدهند، لزوماً با مشاغلی که ایرانیان بیکار به دنبال آن هستند، یکسان نیست و در برخی بخشها جایگزینکردن نیروی کار آنها دشوار است.
عطایی با اشاره به پژوهشهایی در دانشگاه صنعتی شریف و دانشگاه خاتم در این موضوع انجام شده گفت بیکاری کارگران ایرانی را نمیتوان صرفاً به حضور کارگران افغانستانی نسبت داد، حضور مهاجران لزوماً اثر منفی بر بازار کار ایران نداشته و در برخی موارد اثر مثبت نیز داشته است.
حسینی در ادامه تأکید کرد که مهاجران افغانستانی را نباید فقط نیروی کارگری دانست. او از حضور موثر سرمایهگذاران افغانستانی در ایران گفت و شهر مشهد را مثال زد. حسینی از شهردار مشهد در این موضوع نقل قول کرد که اگر حجم زیاد سرمایه در گردش سرمایهگذاران افغانی در مشهد نبود مسهد اموز به این شکل نبود.
حسینی همچنین از پزشکان و معلمان افغانستانی گفت که حاضرند با پرداخت مالیات و در چارچوب قوانین به مناطق محروم بروند اما نیاز دارند گه به رسمیت شناخته شوند.
بتول اکبری، از اعضای خانواده خانه کابل، که دیرتر به جمع ما اضافه شد در پاسخ به پرسش بازتاب امروز درباره فیلمهای ورود قاچاقی مهاجران گفت که باتوجه به شرایط اقتصادی و کاری افغانستان احتمال بالایی دارد که آن فیلمها واقعی و مربوط به همین اواخر باشند.
به گفته او، بخشی از این بازگشتها در پی درخواست و حتی تامین مالی کارفرمایان ایرانی بوده که پس از اخراج کارگران افغانستانی با کمبود نیروی کار مواجه شدهاند. اکبری گفت برخی مهاجران با ویزای کاری بازگشتهاند، اما عدهای نیز از مسیرهای قاچاق وارد شدهاند. او حتی از مواردی سخن گفت که کارفرمایان ایرانی هزینه قاچاق کارگران مورد نیاز خود را پرداخت کردهاند.
در بخش دیگری از میزگرد، از مهمانها درباره تصویر واقعی طالبان و افغانستان سوال شد. ثریا علیزاده بطور خاص در مورد حقوق زنان در حکومت طالبان گفت. علیزاده با اشاره به ارتباط خود با دانشجویان افغانستانی گفت وضعیت حقوق زنان در افغانستان همچنان رو به وخامت است.
به گفته او، اگرچه ممکن است میان نسلهای مختلف طالبان تفاوتهایی وجود داشته باشد اما این تفاوتها تاکنون به تغییر اساسی در محدودیتهای تحصیلی و اجتماعی زنان منجر نشده است.
علیزاده این تفاوت نسل جدید و گذشته طالبان را توضیح داد. به گفته او نسل قبلی طالبان که در مدارس حقانی پاکستان تحصیل کردهاند زن را موجودی خطرناک میدانند اما نسل جدید که در مدارس بینالمللی پاکستان تحصیل کردهاند نگاه متفاوتتری دارند.
این تفاوت نگاه حتی در آنچه در مذاکرات قطر در مورد تحصیل و اشتغال زنان گفتهاند نیز مشهود است. علیرغم وجود این تفاوت بزرگترهای طالبان اجازه اظهار نظر به نسل جوانتر نمیدهند.
پیش از جمعبندی دربارهی فاصله میان شناخت ایرانیان و افغانستانیها از جامعه و فرهنگ یکدیگر بحث شد. از مهمانان خواستیم چهرهها یا آثار مهم فرهنگی و هنری افغانستان که لازم است ایرانیها بیشتر دربارهی آنها بدانند را به ما معرفی کنند.
بتول اکبری مولانا، رابعه بلخی و کمالالدین بهزاد را پیشنهاد داد. او در واکنش به این گفتهی خبرنگار که ایرانی یا افغانی بودن این چهرهها محل مناقشه است به محل تولد آنها اشاره کرد و گفت که همین امر هم به معنی نزدیکی و همانی بودن ایران و افغانستان است.
این عضو خانه کابل گفت که ایران و افغانستان تاریخ و فرهنگ مشترک و بسیار نزدیکی دارند و فقط یک خط میان این دو ملت کشیده شده. اکبری در توضیح ادعای خود از حضور اقوام مختلفی که در ایران داریم مانند لر و عرب و شاهسون در افغانستان گفت.
او معتقد بود افغانستانیها شناخت بیشتری از ایران دارند، در حالی که بسیاری از ایرانیان شناخت محدودی از جامعه افغانستان دارند. عطایی نیز تصویر موجود از افغانستان در جامعه ایران را مغشوش دانست و گفت که گفتوگوی واقعی میان دو جامعه میتواند به کاهش سوءتفاهمها کمک کند.
عطایی مطالعه آثار نویسندگان افغانستانی مانند رهنورد زریاب، اکبر عثمان و حسین فخری(شوکران در ساتگین سرخ) را پیشنهاد کرد.
حسینی در موضوع نزدیکی ایرانیها و افغانستانیها تعبیر «خون شریکی» محمدمسرور رجایی را یادآوری کرد. او از حضور ایرانیها در جهاد افغانستان و حضور افغانستانیها در جنگ هشتساله ایران و عراق گفت. حسینی خون شریکی را عمیقترین پیوند ممکن بین دو ملت میدانست.
عطایی در جمعبندی میزگرد گفت مسئله حضور مهاجران افغانستانی به سیاستگذاری جامع نیاز دارد و نباید به دوگانه حمایت یا اخراج محدود شود.
حسینی از بلاتکلیفماندن طرح مربوط به سازمان ملی مهاجرت و ساماندهی اتباع در مجلس گفت. به باور او رفتار نمایندگان مجلس در این موضوع هم متاثر فضای مجازی و مهاجرستیزی است. او همچنین قدیمی بودن قوانین مهاجرتی ایران که مصوب سال ۱۳۱۰ است را یادآوری کرد. یعنی ۹۰ سال از این قانون گذشته و هنوز به نوعی مبناست.
انتهای پیام
بدون نظر! اولین نفر باشید