به کجا چنین شتابان؟ | علی مهری | بازتاب امروز
علی مهری در یادداشتی با عنوان «به کجا چنین شتابان / بدیهیات فراموش شده و اصول گرایی » که در اختیار بازتاب امروز قرار داده است، نوشت: تقریبا ده روز پیش ( ۶مهر) مطلبی در سایت بازتاب امروز نوشتم و جناب...
علی مهری در یادداشتی با عنوان «به کجا چنین شتابان / بدیهیات فراموش شده و اصول گرایی » که در اختیار بازتاب امروز قرار داده است، نوشت:
تقریبا ده روز پیش ( ۶مهر) مطلبی در سایت بازتاب امروز نوشتم و جناب حسین شریعتمداری را به چالش کشیدم. در آن مطلب “جابجایی در اصول” را مطرح کردم؛ گرچه مطلب فراتر از به چالش کشیدن یک فرد بود اما آن فرد را به عنوان نماد اصول گرایی انتخاب کردم و خواستم نشان بدهم که اصول گرایی دیگر از محتوی تهی شده و تبدیل به “تکنولوژی قدرت” در ساختاری شده که نسبتی با اصول انقلاب اسلامی ندارد.
نگرانی این است که وقتی کشور و ملت در حال پرداخت هزینه است، آیا این هزینه ها معطوف به اهداف و ارزش ها و از همه مهمتر به اصول انقلاب اسلامی است؟ مگر نه این که نظام جمهوری اسلامی قرار بود نظامی باشد که بر آن اصول بنا شده و در جهت تحقق آن ها تلاش کند، اما بنظر می رسد فروع اصول را به حاشیه برده و خود به تدریج جای اصول را گرفته است. و ما مواجه با شیفت پارادایمی و جابجایی در اصول شده ایم.
اگر چنین نیست و من اشتباه میکنم و اصول بجای خود هستند، بجاست از این همه مدعی اصول گرایی و انقلابی گری پرسیده شود که اصول انقلاب اسلامی کدام است؟ حال که شما از مواهب انقلاب و نظام برخوردارید آیا از اصول انقلاب اسلامی خبر دارید؟ و اگر اکنون در جنگ مستقیم با شیطان بزرگ هستیم واقعا در راستای تحقق آن اصول می جنگیم و برفرض مثال اگر پیروز شدیم که صرف نظر از واقعیات موجود، گزینه ای منطقی است چکار خواهیم کرد؟
آیا همه ی دنیا را پر از حسینیه خواهیم ساخت؟ یا برای دنیا از اقتصاد سیاسی انقلاب اسلامی و دموکراسی واقعی خواهیم گفت؟ اصلا چرا بنیانگذار جمهوری اسلامی گفت؛ جمهوری اسلامی نه یک کلمه کم و نه یک کلمه بیش؟ واقعا آیا مهم نیست برای چه داریم می جنگیم و برای چی داریم هزینه می دهیم؟ از همه مهم تر آیا رهبران نظام و رهبران سیاسی جامعه متوجه هستند فقط در قبال حفظ نظام مسئول نیستند؛ که آن مسئولیت کوچکتر است و باز به گفته بنیانگذار جمهوری اسلامی؛ مسئولیت بزرگتر که عبارت باشد از حفظ مکتب چیست؟ چه بسا اگر مسئولیت بزرگتر را بفمیم رویکرد ما در بسیاری از مسائل فرق خواهد کرد. حتی نسبت به جنگ و صلح.
و اگر خدای نکرده در جنگ باختیم، آیا مکتب را برای آیندگان تضمین کرده ایم یا مکتب را با دستان خودمان و برای منافع حقیر این چند روزه ی دنیا بباد داده ایم. اگر مکتب حفظ شده باشد، حداقل نگرانی از ماندن و رفتن نداریم و راحت تر از ملک و ملت دفاع خواهیم کرد. از این رو مهم است که بدانیم مسئولان و رهبران نظام و رهبران سیاسی جامعه تا چه اندازه از اصول انقلاب اسلامی آگاه هستند و مقید به تحقق آن ها.
همانطور که ملاحظه می کنید دغدغه ی نویسنده خدای نکرده مچ گیری نیست و قصد رقابت انتخاباتی ندارم. آیا بعداز چهاردهه وقت آن نرسیده فیدبک بگیریم و ببینیم به کجا چنین شتابان؟ آیا وقت بازبینی فرا نرسیده؟ و چرا اصول انقلاب اسلامی تعطیل و فراموش شده است؟ از این رو مشارکت مدیران و رهبران نظام و سیاسی جامعه برای تطبیق خود و سیاستگزاری هایشان عملی انقلابی است.
این که بدانیم به کجا می رویم و اگر دچار لغزش شده ایم؛ برای اصلاح و تطبیق با آن اصول قدمی برداریم، رفتاری شایسته ی یک انقلابی واقعی است. اشتباه و لغزش به دلیل آسیب های شناختی و ساختاری و گفتمانی برخاسته از ساختار و گفتمان قبل از انقلاب طبیعی است اما ادامه دادن و بی توجهی به اصول انقلاب اسلامی غیر طبیعی و عملی ضدانقلابی و برخاسته از کبر و غرور و نیز متاثر از قدرت نامودب به ادب انقلاب اسلامی و نشانگر سقوط در ارزش ها و باورهاست. آیا آقایان خدای ناکرده خود را از انقلاب و اصول و اهداف انقلاب اسلامی برتر می دانند و حاضر به تنویر افکار عمومی و مشارکت در فهم درست اصول نیستند؟
یا اشکال در جای دیگری است و باید سری به تاریکخانه های گزینش ها و نظارت های استصوابی و… زد که فراموشی اصول از آنجاها شروع شده اند و بنابراین باید ساختار را در هم ریخت و از نو بر اساس اصول حقیقی انقلاب اسلامی ساخت؟! یعنی(Deconstruction). همچنان منتظریم ببینیم آیا حاضرید با هم اصول انقلاب اسلامی را مرور کنیم؟ یا باید منتظر سیرحوادث باشیم تا آن حوادث ما را متنبه بکند؟! کدامیک شایسته ی انقلابی گری و در راستای حفظ مکتب است؟
انتهای پیام
بدون نظر! اولین نفر باشید