» اجتماعی » در ستایش سیاست | بازتاب امروز
اجتماعی

در ستایش سیاست | بازتاب امروز

2026-09-27 008

شقایق ادیبان، مترجم و دانشجوی کارشناسی ارشد علوم سیاسی در یادداشتی با عنوان «در ستایش سیاست» که در اختیار بازتاب امروز قرار داده، نوشت:

از دیدگاه ژیژک سیاست مترادف است با مدیریت سطوح مختلف، از تدبیر منزل به تدبیر جامعه. اما تدبیر درست از کجا نشات می‌گیرد؟ و سیاست درست چیست؟ سیاست و اندیشه لازم و ملزوم یکدیگر هستند. اندیشه عین سیاست است و سیاست عین اندیشه. توقف و سکون در هرکدام مرگ هر دو مقوله را به همراه دارد.

به‌راستی آیا اندیشه چیزی جز هر لحظه نو شدن است. در فضای اندیشیدگی اندیشه‌ورز باید بتواند از خویشتن عبور کند، در برابر خود بایستد، خود را به نقد بکشاند و از حصار دیگری بزرگ خود را برهاند. مداماً پای بر زمین داغ بگذارد و خود را با پرسش‌ها و تردیدهای گوناگون روبرو سازد. اندیشیدن درد دارد، رنج دارد، راه دشوار و ناهموار دارد، اما هنگامی که می‌اندیشیم در موضع خالق و سازنده قرار می‌گیریم و از هیچ، چیزی می‌سازیم. برای اندیشیدن به قول مولانا نیاز است به دیده‌ای سبب سوراخ کن تا حجب را برکند از بیخ و بن.

پس سیاست هم هنر هر لحظه خلق امر نو است. از این رو تنها ذهن آزاده است که می‌تواند بیندیشد، سیاست‌ورز باشد، سیاسی بیندیشد، سیاست را بفهمد و بفهماند. سیاست هنر نو کردن اندیشه است، هنر درنوردین زندان ایدئولوژی و شکست توتالیتاریسم دیگری بر ذهن است. سیاست تنها در خور عمل کردن نیست، سیاست در خور به موقع عمل کردن است،از زمان عمل که بگذرد بی‌ثمر و عبث می‌گردد.

از دیدگاه استادم دکتر محمدرضا تاجیک سیاست دانش رهایی است، سیاست باید به ما بیاموزد چگونه امر نامحسوس را ببینیم و امر صامت را بشنویم. سیاست هنر دوست داشتن است، جنگ و خونریزی و خصومت هرچه باشد سیاست نیست.

سیاست هنر برنامه‌ریزی بر پایه احتمالات و چند پله بعد را دیدن است. سیاست، اعمال حصر و کنترل نیست، هنر آزادی است، هنر پذیرش تفاوت‌ها است، هنر اجرای حاکمیت قانون و عدالت و تعامل با دیگران است. سیاست هنر مدام اندیشیدن و نقد دائم آن است. هنگامی که سیاستِ درست اعمال و اجرا شود، آشتی میان حاکمیت و مرم برقرار و چرخ اقتصاد می‌چرخد و هیچ سفره‌ای از آن بی‌نصیب نمی‌ماند.

در نهایت سیاست را باید به‌عنوان یک هنر متعالی در نظر گرفت، هنری که نه تنها بر پایه عقل و منطق که بر پایه عشق و همدلی بنا شده است. باید بیاموزیم که در سیاست، همواره به‌دنبال ایجاد پل‌های ارتباطی میان انسان‌ها باشیم . به‌جای دیوار کشیدن، راه‌های همبستگی و همزیستی را جستجو کنیم.

به یاد اشته باشیم که سیاست تنها عرصه‌ای برای اعمال قدرت و نفوذ نیست، بلکه فضایی برای تحقق آرمان‌های انسانی و اجتماعی است. سیاست را باید از زنجیرهای ایدئولوژیک رها کرد و آن را به عرصه‌ای برای خلاقیت، نوآوری و دوستی تبدیل کرد. این تنها راهی است که می‌تواند ما را به سوی آینده‌ای روشن‌تر و انسانی‌تر هدایت کند.

امید که بیندیشیم و جهانی بسازیم که در آن سیاست هنر دوست‌داشتن است.

انتهای پیام

به این نوشته امتیاز بدهید!

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

×