مهدی یزدانیان، پژوهشگر دینی در یادداشتی با عنوان «دیپلماسی اخلاقی» که در اختیار بازتاب امروز قرار داده، نوشت:
از سفر رئیسجمهور به نیویورک و حضور ایشان در مجمع عمومی سازمان ملل متحد صادقانه بگویم اصلاً خشنود نبودم. نگرانی ام این بود در شرایطی که ایران در یک دیپلماسی نامتقارن قرار دارد آیا رفتن رئیسجمهور به نیویورک و نشستن در نهادی که میزبان آن دولت متخاصم است به معنای اعطای یک امتیاز نمادین به طرف مقابل نیست؟
نگران بودم که این حضور ناخواسته به نوعی مشروعیتبخشی به میزبان تعبیر شود و مهمتر از آن سرمایهای را که ایران در نتیجه مظلومیت و قرار گرفتن در موضع تحسین برانگیز دفاعی به دست آورده است هدر رود. گمان میکردم شاید در چنین شرایطی نرفتن خود یک پیام باشد. پیامی که بگوید نمیتوان همزمان بر کشوری حمله کرد و از او انتظار داشت برای حضور در یک مناسبت رسمی به پایتخت مهاجم سفر کند. اما اکنون پس از شنیدن سخنان رئیسجمهور در مجمع عمومی سازمان ملل باید صادقانه اعتراف کنم که در این قضاوت تعجیل کردم.
تریبونی که میتوانست هزینه باشد به فرصت تبدیل شد. آنچه در سخنرانی دکتر پزشکیان بیش از همه برای من اهمیت داشت این بود که اجازه نداد حضور در نیویورک به معنای پذیرفتن روایت طرف مقابل باشد. پزشکیان به جای آنکه صرفاً از ایران دفاع سیاسی کند تلاش کرد مسئله را به سطحی انسانیتر ببرد؛ کودکان زنان غیرنظامیان مدرسه و ورزشگاه.
وقتی رئیسجمهور تصویر کودکان شهید میناب را به تریبون سازمان ملل برد و از حمله به ورزشگاه لامرد سخن گفت عملاً یک پرسش ساده و ابتدایی را پیش روی افکار عمومی جهان گذاشت با کودک و غیرنظامی چه دشمنی دارند؟ این پرسش برخلاف بسیاری از استدلالهای پیچیده سیاسی به فهم مشترک انسانی متکی است.
پزشکیان در آغاز سخنرانی در پاسخ به اتهام تروریسم روایت ایران را اینگونه صورتبندی کرد که ایرانیان قربانی حمله و تروریسم بودهاند و تأکید کرد که ایران خود را در موضع دفاع میبیند. این جابهجایی بسیار مهم است. زیرا اگر دعوا را فقط در سطح دولتها و قدرتهای نظامی تعریف کنیم افکار عمومی جهان با مجموعهای از ادعاهای متقابل روبهرو میشود که تشخیص حقیقت در میان آنها دشوار است. اما وقتی سخن از کودکی است که در مدرسه کشته شده یا انسانی است که در یک سالن ورزشی جان باخته مسئله از جنس دیگری میشود.
اینجا دیگر بحث فقط ایران در برابر آمریکا یا ایران در برابر اسرائیل نیست. بحث انسان در برابر خشونت است. شاید مهمترین ویژگی سخنرانی پزشکیان همین بود که بخش قابل توجهی از استدلال خود را بر چیزی بنا کرد که میتوان آن را فهم وجدانی انسان نامید.
هر انسان عادی میتواند بفهمد که کودک صرفنظر از ملیت و پرچم نباید هدف حمله قرار گیرد. هر انسان عادی میتواند بفهمد که کشتن انسانها بدون محاکمه و فرآیند قانونی نیازمند توضیح است. هر انسان عادی میتواند بفهمد که اگر یک کشور از حق امنیت برخوردار است کشور دیگر نیز نمیتواند بهسادگی از همان حق محروم شود.
در چنین چارچوبی سخن رئیسجمهور از سطح یک مناقشه سیاسی فراتر میرود و به یک پرسش اخلاقی تبدیل میشود. و همینجا بود که تردیدم درباره سفر به نیویورک تا حد زیادی فرو ریخت.
سخن پایانی
ناگفته نماند که این سفر صورت دیگری از اقتدار ایران را به نمایش گذاشت. سفر رییس جمهور ما به آمریکا و محکوم کردن آمریکا در خاک خودش را مقایسه نمایید با ربودن رییس جمهور ونزوئلا در ونزوئلا توسط آمریکا!
انتهای پیام

دیدگاهتان را بنویسید