مسئله نفوذ و اختلافات سیاسی | بازتاب امروز
مهران امیرحسینی، مدرس دانشگاه در یادداشتی با عنوان «نفوذیها را کجا باید جستوجو کرد؟» که در اختیار بازتاب امروز قرار داده، نوشت:
در یک سال گذشته ایران دو جنگ را پشت سر گذاشته و در جریان این حوادث بخشی از سرمایههای انسانی کشور را از دست داده است. رهبری، فرماندهان ارشد نظامی، چهرههای امنیتی، دیپلماتها و شخصیتهای بلندپایهای که هر کدام سالها برای کشور تجربه و اعتبار و توان انباشته کرده بودند هدف قرار گرفتند و به شهادت رسیدند.
نحوه شناسایی برخی از این افراد و دسترسی دشمن به اطلاعات حساس و موقعیت مکانی آنها یک مسئله جدی امنیتی را پیش روی کشور قرار داده است. موضوع نفوذ اطلاعاتی و امنیتی دیگر نمیتواند صرفاً یک بحث سیاسی یا رسانهای تلقی شود و باید با کار دقیق اطلاعاتی مشخص شود چه خلأها و شبکههایی امکان دسترسی دشمن به اطلاعات حساس را فراهم کردهاند.
در این میان باید میان نفوذ اطلاعاتی و اختلاف سیاسی مرز روشنی وجود داشته باشد. نفوذ امنیتی موضوعی تخصصی است و تشخیص آن بر عهده نهادهای مسئول است. هر منتقدی نفوذی نیست و هر مخالفی دشمن نیست. اگر مفهوم نفوذ بدون دلیل و سند به ابزاری برای تسویهحساب سیاسی تبدیل شود نتیجه آن تضعیف اعتماد عمومی و فرسایش سرمایه اجتماعی خواهد بود.
با این حال نفوذ را نمیتوان فقط در فردی خلاصه کرد که آگاهانه اطلاعات محرمانه را در اختیار دشمن قرار میدهد. در شرایط جنگی و بحرانی برخی رفتارهای سیاسی و اجتماعی نیز میتواند بدون آنکه صاحب رفتار مأمور دشمن باشد به تضعیف کشور کمک کند. مسئله در اینجا نیت افراد نیست بلکه پیامد رفتار آنهاست. وقتی ادبیات سیاسی به جای نقد و رقابت به سمت نفرت و حذف و دشمنسازی حرکت میکند نتیجه آن افزایش شکاف داخلی است و همین شکاف میتواند به سود دشمن تمام شود. از همین منظر حملات سیاسی به کسانی که از عقلانیت و تدبیر و دیپلماسی و وفاق سخن میگویند قابل تأمل است.
حسن روحانی و سیدمحمد خاتمی بر استفاده از ظرفیت دیپلماسی و کاهش هزینههای تقابل برای ایران تأکید داشتهاند و دولت مسعود پزشکیان نیز با شعار وفاق مسئولیت اداره کشور را بر عهده دارد. ممکن است درباره عملکرد یا دیدگاههای این افراد اختلاف نظر جدی وجود داشته باشد اما پاسخ به اختلاف سیاسی باید سیاسی باشد. تبدیل اختلاف نظر به پروژه حذف و محاکمه و حصر و حتی اعدام نه مسئلهای از مسائل کشور را حل میکند و نه به حفظ انسجام ملی کمک خواهد کرد.
ایران امروز در شرایطی قرار دارد که بیش از هر زمان دیگری به استفاده از همه ظرفیتهای خود نیازمند است. نمیتوان از یک سو درباره تهدید خارجی و ضرورت امنیت ملی سخن گفت و از سوی دیگر بخشی از توان سیاسی و اجتماعی کشور را با ادبیات حذف و دشمنسازی کنار گذاشت. امنیت فقط حفاظت از اطلاعات و شناسایی شبکههای نفوذ نیست. اعتماد عمومی و انسجام ملی و امکان گفتوگو میان جریانهای مختلف نیز بخشی از قدرت کشور است.
نقد دولت و عملکرد مسئولان حق جامعه و جریانهای سیاسی است. هیچ فرد و دولتی نباید خود را فراتر از نقد بداند. اما میان نقد و حذف تفاوت اساسی وجود دارد. نقد میتواند به اصلاح سیاستها کمک کند ولی تبدیل رقیب سیاسی به دشمن داخلی تنها شکافها را عمیقتر میکند.
اگر در کشور شبکه نفوذ اطلاعاتی وجود داشته است باید با کار دقیق اطلاعاتی شناسایی شود. اگر افرادی اطلاعات حساس را در اختیار دشمن گذاشتهاند باید طبق قانون با آنها برخورد شود و اگر شبکهای در هدف قرار گرفتن سرمایههای انسانی کشور نقش داشته است باید کشف و منهدم شود. اینها مسائل واقعی امنیت ملی هستند و نباید زیر سایه منازعات سیاسی قرار بگیرند.
دشمنشناسی فقط شناخت دشمن خارجی نیست. بخشی از دشمنشناسی این است که بدانیم چه رفتارهایی میتواند بدون آنکه صاحب آن رفتار مأمور دشمن باشد به تقویت اهداف او منجر شود. اگر دشمن به دنبال تضعیف ایران است یکی از بهترین فرصتها برای او شکلگیری شکاف درونی و تبدیل اختلاف سیاسی به دشمنی اجتماعی است.
نفوذ واقعی را باید با کار اطلاعاتی کشف کرد و با قانون پاسخ داد. اختلاف سیاسی را باید در میدان سیاست و با استدلال حل کرد. اگر این دو را با هم اشتباه بگیریم هم امنیت کشور آسیب میبیند و هم سیاست. شاید بدترین خدمت به دشمن آن باشد که در میانه جنگ به جای پیدا کردن کسانی که اطلاعات کشور را به او میدهند، خودمان مشغول حذف کسانی شویم که درباره عقلانیت و دیپلماسی و حفظ ایران سخن میگویند.
انتهای پیام
