نهج البلاغه درتریبون سیاست و مخالفت ها | بازتاب امروز
مرتضی زارعی، مدرس دانشگاه در یادداشتی با عنوان «نهج البلاغه درتریبون سیاست و مخالفت ها» که در اختیار بازتاب امروز قرار داده، نوشت: یکی از محسنات دکتر پزشکیان از ابتدای ورود به صحنه انتخابات...
مرتضی زارعی، مدرس دانشگاه در یادداشتی با عنوان «نهج البلاغه درتریبون سیاست و مخالفت ها» که در اختیار بازتاب امروز قرار داده، نوشت:
یکی از محسنات دکتر پزشکیان از ابتدای ورود به صحنه انتخابات ریاستجمهوری تاکنون، استفاده از نهجالبلاغه در سخنرانیهای خود است؛ بهگونهای که میشود کار او را «احیای نهجالبلاغه در عرصه سیاست رسمی کشور» دانست که بسیار مغتنم است.
آموزههای نهجالبلاغه که مربوط به دوره حاکمیت امام علی(ع) است،بیش از هر چیز مایه سیاسی_اجتماعی دارد و بازگشت به این آموزهها در عمل میتواند در گرهگشایی ازبخش معظمی از معضلات سیاسیاجتماعی، مؤثر باشد.
اصلاً یکی از پایهها و منابع فکری مبارزان در دوره انقلاب، نهجالبلاغه بوده است. طبق قاعده فلسفی، «علت محدثه، علت مبقیه هم هست»؛ یعنی همان منابعی که انقلاب را هویت و عینیت بخشیدند، برای بقای آن نیز ضرورت دارند و روشن است که نمی توان چیزهای دیگر را در تداوم انقلاب جایگزین این منابع ایجادگر و زمینه ساز انقلاب نمود.
به تعبیر آیتالله جوادی آملی، ما با قرآن و نهج البلاغه انقلاب کردیم، و می خواهیم با«رساله» آن را حفظ کنیم! متأسفانه در دورههایی آموزههای منابع اصیلی چون نهج البلاغه مورد غفلت و بیتوجهی قرار گرفت و توجه مجددِ عالیترین مقام اجرایی کشور به این متنِ زندگی و جامعهساز، جای قدردانی دارد.
البته هر متنی خوانش و قرائتی دارد و ممکن است مواردی از قرائتهای دکتر پزشکیان از نهجالبلاغه مورد نقد قرار گیرد؛ همانگونه که از این قلم، نقدی به برداشت دکتر پزشکیان از معنای «تقوا» در «بازتاب امروز» منتشر شد؛ اما این تعددنظر، امری طبیعی و لازمهی اندیشه در متون است و بخشی از مباحثات علمی و فکری محسوب میشود. نمیتوان از این که برخی قرائت رییس جمهور از بعضی مفاهیم را نمیپذیرند، نتیجه گرفت که ایشان حق اظهارنظر در این باره را ندارد.
کتبی مثل قرآن و نهجالبلاغه که برای همهی افراد جامعه هستند، وقتی در معرضِ فهم قرار میگیرند، ممکن است در مواردی قرائتهای متعدد از آنها صورت گیرد؛ لذا این که برخی در این روزها با زبانِ هشدار از دکتر پزشکیان میخواهند وارد این مقولات نشود، جای تعجب دارد. تعجبانگیزتر و تأسفآمیزتر آن است که همان افراد خود نیز اهتمام جدی به نهجالبلاغه و تبیین و تبلیغ عمومی و رسمیت بخشیدن اجتماعی -سیاسی به آن ندارند و بهجای تقدیر از عمل رییس جمهور، مانعتراشی میکنند.
در کشور ما کاری که با قرآن شده است (یعنی تبدیل شدن این متن انسان ساز به چیزی که بیشتر زینتبخشِ مجالسِ ختم است)، با نهجالبلاغه نیز بهگونهای دیگر میشود و تنها در مراکز تخصصی برای عدهای خاص مطرح میشود. یک متن متعالی در حاشیه جامعه قرار گرفته و متن دیگر در گوشهای محدود شده است؛ و همین شده که بهترین متونِ انسانساز و جامعهساز را داریم، اما در صحنه سیاست و اجتماع، کمترین اهتمام به اجرای حقیقتِ این متون صورت میگیرد.
یک دلیل این موضوع، عدم باور جدیِ برخی صاحب منصبان به کارآمدی یا ارزش های مطرح شده در این متون است و دلیل دیگر، بیخبری و عدم شناخت عدهای دیگر ازمتولیان نسبت به این متون است. حال کسی که به خاطر موقعیت خود و تریبونهای رسمی که در اختیار دارد، بخشی از آن را صرف توجه به نهجالبلاغه میکند، مورد مواخذه قرار میگیرد؛ در حالی که باید کسانی مواخذه شوند که ادعای پیروی از قرآن و اهلبیت (ع) را دارند؛ اما یا به عملی شدن آموزه های این سرچشمه های زندگی بخش باور کافی ندارند و یا آگاهی لازم را در این باره ندارند.
در دورهای که مباحثی مثل «جامعه مدنی» از تریبونهای رسمی مطرح میشد، این موضوع مورد انتقاد قرار میگرفت که «چرا به مبانی غربی رجوع میکنید؟»؛ حال که به منابع و مبانی اصیل دینی ارجاع داده میشود، باز هم همان مخالفتها دوباره مطرح میشود، اما این بار با بهانه « مخالفت با ارائه تفسیر نادرست از نهجالبلاغه ».
در حالی که اولاً بخش مهمی از نهجالبلاغه چنان صریح و روشن است که به تفسیرهای چندگانه نیاز ندارد، و ثانیاً هر قرائتی هم که باشد، در دنیای امروز در محک نقدِ اهل دانش قرار میگیرد و امکان ندارد تفسیری بتواند بهصورت یکجانبه به جامعه القا شود.
اما مهمتر از اینها، اصلِ «طرح عمومیِ» این منابع اصیل است که راه و راهنما را برای متولیان و مردم روشن میکند. این موضوع آنقدر اهمیت دارد که حتی وجود برخی اختلافنظرها یا برداشتهای اشتباه نیز نباید مانع از این جریان شود؛ بهویژه در فضایی که همه گونه امکان نقد و بررسی وجود دارد.
بنابراین، بهجای قضاوتهای عجولانه و صدور حکمِ منع، باید این فضایِ احیای نهجالبلاغه را از جانب رئیسجمهور قدر دانست؛ چرا که با اهتمام و توجه جدی به فرمایشات امام علی (ع) و فرمان های صادره از حانب ایشان چون؛ عهدنامه مالک اشتر که در نهج البلاغه آمده است ، میتوان به بخش مهمی از سیاستگذاریها جهت صحیح داد و خیلی از تصمیمات نادرست حاکمیتی را اصلاح کرد.
انتهای پیام
بدون نظر! اولین نفر باشید