اول مهر را طبقاتی نکنیم | نورالدین آهی | بازتاب امروز
نورالدین آهی، مشاور رئیس جمهور در امور تشکلها و احزاب، در یادداشتی با عنوان «اول مهر را طبقاتی نکنیم / عدالت آموزشی؛ از خاطره شیرین خانواده تا مسئله حکمرانی» که در اختیار بازتاب امروز قرار داده است نوشت:
اول مهر در حافظه جمعی ایرانیان فقط یک تاریخ در تقویم نیست؛ یک «رویداد اجتماعی» است. روزی که خانوادهها با فرزندانشان همراه میشدند، لباس نو، کیف و کتاب و بوی مدرسه، کوچه و خیابان را پر از شور و نشاط میکرد و آغاز سال تحصیلی بهانهای برای امید به آینده بود.
برای بسیاری از ما، یکی از بهترین خاطرات کودکی، همین روزهاست؛ شادیای ساده، اما عمیق و معنوی که هزینه چندانی نداشت و میان خانوادهها و نسلها مشترک بود.
اما امروز باید نگران باشیم که این تجربه مشترک، به تدریج تحت تأثیر فشارهای اقتصادی و افزایش هزینههای آموزش، برای بخشی از خانوادهها به دغدغه تبدیل شود.
هزینه مدرسه، سرویس، لباس، کیف و کفش، لوازمالتحریر و آموزشهای مکمل، در کنار سایر فشارهای اقتصادی، میتواند فاصله میان خانوادهها را به فاصله میان فرصتهای آموزشی فرزندانشان تبدیل کند.
اینجاست که «اول مهر» از یک مناسبت آموزشی فراتر میرود و به یک مسئله حکمرانی و عدالت اجتماعی تبدیل میشود.
اگر کودکی صرفاً به دلیل توان مالی خانوادهاش به آموزش باکیفیتتر دسترسی داشته باشد و کودک دیگری به دلیل فقر از همان فرصت محروم شود، شکاف اقتصادی امروز، به شکاف اجتماعی و سرمایه انسانی فردا تبدیل خواهد شد.
عدالت آموزشی، عدالت در فرصتهاست
از نگاه من، یکی از مهمترین اولویتهای دولت چهاردهم باید قرار گرفتن عدالت آموزشی در مرکز سیاستگذاری اجتماعی باشد.
عدالت آموزشی به معنای آن نیست که همه دانشآموزان دقیقاً امکانات یکسان داشته باشند؛ عدالت یعنی دانشآموزی که در منطقه محروم، روستا یا خانواده کمبرخوردار زندگی میکند، به اندازه کافی از حمایت عمومی برخوردار باشد تا فقر خانواده، آینده او را تعیین نکند.
در نگاه دکتر پزشکیان نیز عدالت زمانی معنا پیدا میکند که در زندگی واقعی مردم دیده شود. آموزش یکی از روشنترین عرصههای سنجش این عدالت است.
اگر قرار است نابرابری را کاهش دهیم، باید از مدرسه شروع کنیم.
مدرسه؛ نقطه آغاز اقتدار ملی
گاهی اقتدار ملی را فقط در شاخصهای سیاسی، اقتصادی و دفاعی جستوجو میکنیم؛ در حالی که اقتدار پایدار، محصول جامعهای است که مردم آن احساس کنند آینده فرزندانشان قابل ساختن است.
معلم توانمند، مدرسه باکیفیت و دانشآموز امیدوار، بخشی از زیرساخت اقتدار ملیاند.
جامعهای که در آن کودک فقیر احساس کند آیندهای برابر با کودک برخوردار ندارد، دیر یا زود با کاهش اعتماد اجتماعی مواجه خواهد شد.
بنابراین عدالت آموزشی فقط سیاستی برای آموزشوپرورش نیست؛ سیاستی برای تقویت اعتماد عمومی، انسجام اجتماعی و اقتدار ملی است.
چه باید کرد؟
راهحل را نباید صرفاً در افزایش بودجه جستوجو کرد. مسئله مهمتر، نحوه توزیع منابع و اولویتبندی آنهاست.
پیشنهاد من این است که دولت یک برنامه مشخص و قابل سنجش برای عدالت آموزشی تدوین کند:
نخست؛ منابع بیشتر به مدارس و مناطق کمبرخوردار اختصاص یابد، نه اینکه توزیع منابع صرفاً بر مبنای سرانه موجود باشد.
دوم؛ حمایت مستقیم از دانشآموزان کمبرخوردار برای تأمین اقلام ضروری تحصیل، سرویس و سایر هزینههای پایه در دستور کار قرار گیرد.
سوم؛ ارتقای منزلت، معیشت و کیفیت حرفهای معلمان به عنوان مهمترین سرمایه نظام آموزشی دنبال شود.
چهارم؛ خیرین، سازمانهای مردمنهاد، انجمنهای علمی و فرهنگی و تشکلهای اجتماعی به صورت سازمانیافته وارد میدان عدالت آموزشی شوند.
پنجم؛ دولت شاخصهای مشخصی برای سنجش عدالت آموزشی تعیین کند و هر سال گزارش دهد که شکاف آموزشی میان مناطق برخوردار و کمبرخوردار چه میزان کاهش یافته است.
و مهمتر از همه، نباید عدالت آموزشی را به یک شعار تبدیل کنیم. عدالت زمانی معنا دارد که خانواده بتواند اثر آن را در زندگی فرزندش ببیند.
اول مهر؛ جشن امید
اول مهر نباید برای خانوادهای یادآور نگرانی از هزینههای مدرسه باشد. مدرسه باید جایی باشد که کودک با شوق وارد آن شود و خانواده با امید به آینده فرزندش به آن نگاه کند.
دولت، جامعه و تشکلهای اجتماعی همه در قبال این مسئله مسئولاند.
اگر میخواهیم ایران آینده، ایرانی توانمند، تابآور و برخوردار از سرمایه اجتماعی باشد، باید از همین امروز روی کودکان سرمایهگذاری کنیم.
اول مهر را از یک روز تقویمی به یک پیمان ملی برای عدالت آموزشی تبدیل کنیم.
بگذاریم دوباره صدای زنگ مدرسه، برای همه خانوادههای ایرانی، صدای امید باشد؛ نه صدای نگرانی.
اول مهر نباید طبقاتی شود؛ آینده ایران نیز نباید طبقاتی شود.
انتهای پیام
