بزنگاه تاریخی و ضرورت پاسداشت تابآوری جامعهی ایرانی | بازتاب امروز
دکترمحمدحسن علایی، جامعهشناس در یادداشتی با عنوان «بزنگاه تاریخی و ضرورت پاسداشت تابآوری و مقاومت جامعهی ایرانی!» که در اختیار بازتاب امروز قرار داده، نوشت: وقت آن رسیده است که حاکمیت با نمایش...
دکترمحمدحسن علایی، جامعهشناس در یادداشتی با عنوان «بزنگاه تاریخی و ضرورت پاسداشت تابآوری و مقاومت جامعهی ایرانی!» که در اختیار بازتاب امروز قرار داده، نوشت:
وقت آن رسیده است که حاکمیت با نمایش اقتدار در عرصههای ملی، منطقهای و بینالمللی به واقع کلمه تمامقد و با تمام قوا، خودی نشان بدهد، این مهم البته برای حفاظت از تمامیت ارضی، حفظ و حراست از دستاوردهای میدان، قدردانی از ملت جانفدا و تابآور و تقویت انسجام ملی و اجتماعی، امری انکارناپذیر است. البته نگارنده به انتقادات مقدر وارد بر تصور اسطورهی حاکمیت همهتوان پیشاپیش التفات دارد فلذا خود به اندازهی قد و قامت خویش در استمداد ایشان در این امر خطیر پیشقدم شدهاست.
حاکمیت بایسته است در مقابل تندروهای رادیکال حداقلی در دوسوی طیف جامعه، عقلانیت و اقتدار حکمرانی را به نفع بدنهی حداکثری جامعه به رخ بکشد. صراحتا باید گفت شرایط اقتضا میکند حاکمیت راه هر گونه فرصتطلبی از جانب هر جناح و دستهای را چه به اصطلاح اصلاحطلب تندرو، چه اصولگرای افراطی با قاطعیت و با اتخاذ تصمیمهای سخت به نحو تمام کمال ببندد.
در عوض عجالتا با دادن بها به خواست بدنهی اصلی جامعه و حرکت در جهت تأمین آزادیهای بحق و رفع بیعدالتیها و نابرابریها و برخورد قاطع با مفاسد اقتصای در کوتاهمدت به ارتقای سرمایهی اجتماعی حاکمیت ملی و تقویت انسجام اجتماعی همت بگمارد.
حاکمیت نظر به برخورداری از قوهی عاقلهی حکمرانی و دادههای موثق، با پیگیری مجدانهی باب مذاکرهی متوازن، و با تکیهی به فتوحات واقعی مقاومت، علی رغم مداومت در ایستادگی در برابر زیادهخواهیهای تحمیلی یکجانبه، بایسته است اولا با تمهیدات لازم از دستاوردهای چشمگیر میدان حراست کرده، ثانیا در صحنهی منطقهای و بینالمللی با رسیدن به یک تفاهم اصولی و پایدار بقای غزتمندانهی خود و تمامیت ارضی کشور را تضمین کند و دشمن متجاوز را برای خروج از این باتلاق خودساخته و تلهی اعتبار از دست رفته، راه بنماید و امنیت درونزای منطقه را با مشارکت فعال همهی طرفین ممکن سازد.
پیشتر سلسله مواضع و ملاحظات شخص نگارنده در تمام طول مدت این دفاع ملی-میهنی از طریق صفحات شخصی و نیز برخی پایگاههای خبری خاصه، پایگاه خبری-تحلیلی بازتاب امروز منتشر گردیده است. فلذا در پایان به برخی از سوالاتی که پارهای از مردم و جامعهی مخاطبان از نگارنده به عنوان یک جامعهشناس مطرح میکنند اشاره و جستار حاضر را ختم میکنم. سوالات به نحو اغلبی شامل مواردی از قبیل همین ملاحظاتی میباشد که نگارنده ذیلا معروض میدارد.
نمیشود آیا غربزده نبود ولی نگران جنگ بود؟
نمیشود آیا اصلاحطلب نبود ولی نگران جنگ بود؟
نمیشود آیا منتقد غرب بود ولی نگران جنگ بود؟
نمیشود آیا رویای جهانی بدون سلطهی آمریکا را داشت ولی نگران جنگ بود؟
نمیشود آیا منکر جنایات دشمن صهیونی-آمریکایی نبود ولی نگران جنگ بود؟
نمیشود آیا به رشادتهای نیروهای نظامی کشور افتخار کرد ولی نگران جنگ بود؟
نمیشود آیا هم نگران زوال تابآوری اجتماعی بود و هم نگران جنگ بود؟
نمیشود آیا هم نگران زیرساختها بود و هم نگران جنگ بود؟
نمیشود آیا هم نگران ترورهای دوباره و تکرار حذفهای ناجوانمردانه بود و هم نگران جنگ بود؟
نمیشود آیا هم نگران حاکمیت ملی بود و هم نگران جنگ بود؟
نمیشود آیا هم نگران توانمندیهای موشکی و حتی هستهای بود و هم نگران جنگ بود؟
نمیشود آیا هم خونخواه رهبر، مردم غیرنظامی، سرداران رشید، کودکان میناب، شهیدان لامرد و … بود و هم نگران جنگ بود؟
نمیشود آیا هم نگران تجزیه ایران بود و هم نگران جنگ بود؟!
نمیشود آیا هم نگران جنگ داخلی بود و هم نگران جنگ بود؟! ….
و در آخر، خلاصه این سوالات و دغدغهها را میتوان در نهایت چنین جمعبندی کرد که بخشی از مردم میپرسند اگر در جنگ بعدی فقط بر اساس احساسات پاک و والای وطندوستی، نقد رادیکال غربگرایی، اسرائیلستیزی، و آرزوی “بازگشت خدا” به تعبیر اهل فلسفه…وارد شویم ولی نگران توازن قوا در یک جنگ بیپایان نباشیم آن وقت چه؟! پرسش این است طرف تخاصم که یک سوپرپاور تجاوزگر بیپرنسیب و بیترمز است اینبار اگر افسارپاره کند آن وقت چه؟!…
جان کلام این است که به نظر میرسد در شرایط خطیر جاری و در این بزنگاه دشوار تاریخی، با وجود فرصت و مجال اندک پیشرو، علیرغم احترام به مواضع مردم، اجماع نخبگانی و نظر کارشناسی عقلا، در نهایت هم در عرصهی داخلی و هم در صحنهی منطقهای و جهانی، همه و همه، چشم به فصل الخطاب مدبرانه و مقتدرانه حاکمیت برای گذر از این پیچ عظیم تاریخی و پاسداشت حقیقی تابآوری و مقاومت جامعهی ایرانی دوختهاند و البته نفع همگان در آن است که به آن ملتزم گردند!
انتهای پیام
بدون نظر! اولین نفر باشید