دیوانسالاری همدلانه؛ نسخه ای برای ترمیم سرمایه اجتماعی | بازتاب امروز
هوشیار محمودی در یادداشتی با عنوان «دیوانسالاری همدلانه؛ نسخه شفابخش کردستان برای ترمیم سرمایه اجتماعی در ایران» که در اختیار بازتاب امروز قرار داده، نوشت: چگونه اعتماد به نخبگان بومی، روایتی از...
هوشیار محمودی در یادداشتی با عنوان «دیوانسالاری همدلانه؛ نسخه شفابخش کردستان برای ترمیم سرمایه اجتماعی در ایران» که در اختیار بازتاب امروز قرار داده، نوشت:
چگونه اعتماد به نخبگان بومی، روایتی از امید و وفاق ملی را در نقطه صفر مرزی خلق کرد؟
در روزهایی که خاورمیانه در تبوتاب تنشهای منطقهای میسوزد و اخبار کلان کشور زیر سایه سنگین دغدغههای امنیتی و اقتصادی قرار دارد، جامعه بیش از هر زمان دیگری به «اخبار خوب» و «الگوهای موفق حکمرانی» تشنه است. سرمایه اجتماعی—آن رشته نامرئی و حیاتی که ملت و دولت را به هم پیوند میدهد—در سالهای اخیر با چالشهای جدی مواجه بوده است.
با این حال، در غرب کشور و در استان استراتژیک کردستان، اتفاقاتی در حال رقم خوردن است که میتواند به عنوان یک «مانیفست عملیاتی» برای بازسازی این سرمایه اجتماعی در سطح ملی مورد توجه رسانههای سطح اول و تحلیلگران ارشد کشور قرار گیرد. الگویی که نشان میدهد چگونه میتوان دیوانسالاری خشک اداری را به نفع «انسانیت» و «همدلی» منعطف کرد.
از تاریکی شکنجه دو دختر توسط والدین تا صبح روشن مدرسه؛ عبور از بخشنامهها
برای درک تغییر ریل مدیریت در کردستان، باید به یکی از ملتهبترین پروندههای اجتماعی اخیر نگاه کرد. خبر حبس و شکنجه هولناک دو دختر خردسال و نوجوان سنندجی توسط والدین، پتانسیل تبدیل شدن به یک بحران روانی بزرگ برای افکار عمومی را داشت. در روال سنتیِ مدیریت اداری، این ماجرا با یک بازدید تشریفاتی و ارجاع به بهزیستی پایان مییافت؛ اما مداخله مستقیم و فرابخشنامهای آرش زرهتن لهونی، استاندار کردستان، این تراژدی را به نقطهای برای بازتولید امید تبدیل کرد.
استاندار نهتنها خط قرمزهای بروکراسی را برای تأمین فوری یک آپارتمان مجهز برای این کودکان و مادرشان شکست، بلکه با دستوری ظریف و عمیقاً روانشناسانه—مبنی بر طراحی و رنگآمیزی شاد یک اتاق اختصاصی با وسایل بازی برای کودک ۵ ساله—نشان داد که سیستم اجرایی، «تروما» و نیاز به «امنیت روانی» را میفهمد.
تصاویر منتشر شده از وضعیت امروز «نارین و آیرین»، مهر تأییدی بر موفقیت این مداخله است. در این تصاویر، دخترانی که تا پیش از این قربانی خشونتی بیرحمانه بودند، اکنون در اتاقی روشن، امن و مجهز به وسایل مدرسه و عروسکهایشان، با آرامش مشغول مطالعه هستند.
دعای خیر آنها و مادرشان به زبان شیرین کُردی برای کسانی که این آرامش را به آنها هدیه دادند، تصویری بینظیر از بازگشت اعتماد به یک خانوادهِ درهمشکسته است. این، دقیقاً همان نقطهای است که «حاکمیت» به «پناهگاه» تبدیل میشود.
تکریم هویت بومی؛ چسبِ نامرئیِ انسجام اجتماعی
بازسازی سرمایه اجتماعی در استانهای مرزی، بدون به رسمیت شناختن و احترام به هویت، زبان و مفاخر فرهنگی آن منطقه غیرممکن است. توسعه پایدار تنها با ساختن جاده و کارخانه محقق نمیشود؛ بلکه نیازمند تغذیه روحِ جمعی جامعه است.
در همین راستا، حضور عالیترین مقام اجرایی استان به همراه فرماندار مریوان در منزل ماموستا عینالدین الماسی، خواننده نامآشنا و پیشکسوت موسیقی فولکلور کُردی، پیامی استراتژیک به همراه داشت. عیادت و گفتگوی صمیمانه با این هنرمند برجسته، به جامعه کُردستان نشان داد که دولتِ مستقر، میراث فرهنگی و سرمایههای نمادین آنها را نه یک موضوع حاشیهای، که در متنِ توجه و تکریم خود قرار داده است. این دیپلماسی فرهنگی، ارزانترین و در عین حال مؤثرترین راه برای تقویت انسجام ملی و خنثی کردن روایتهای تفرقهافکنانه است.
تجلی صادقانه «وفاق ملی»؛ وقتی اعتماد نتیجه میدهد
رسانههای سطح اول کشور باید این پرسش را مطرح کنند: چه چیزی باعث بروز چنین الگوی چابک و همدلانهای در مدیریت کردستان شده است؟ پاسخ را باید در کلان استراتژی دولت وفاق ملی جستجو کرد. انتصاب یک مدیر جوان، نخبه، بومی و از جامعه اهل سنت در رأس هرم اجرایی استان کردستان، یک تصمیم جسورانه و کارشناسیشده بود که امروز ثمرات آن در حال نمایان شدن است.
وقتی مدیری از بطن همان جامعه و با شناخت دقیق از فرهنگ، دردها و حساسیتهای محلی سکاندار میشود، فاصله میان «مردم» و «میز مدیریت» از بین میرود. استاندار جوان کردستان نشان داد که نیروهای نخبه محلی، نهتنها توانمندی بالایی در حفظ اقتدار و ثباتِ امنیتی-اقتصادی استان دارند، بلکه به واسطه تعلق خاطر به زادگاهشان، دلسوزی مضاعفی برای ترمیم زخمهای اجتماعی به خرج میدهند.
کلام آخر؛ سوژهای که نباید در هیاهوی اخبار گم شود
رسانههای ملی امروز رسالتی بزرگ بر دوش دارند. در میان انبوهی از اخبار نگرانکننده، الگوی مدیریتی امروز کردستان—که تلفیقی از «اقتدارِ راهگشا» و «دیوانسالاری همدلانه» است—نباید مسکوت بماند.
داستان اتاقی که برای یک دختر ۵ ساله رنگآمیزی شد تا سیاهیِ شکنجه را فراموش کند و احترام تمامقدی که به یک هنرمند فولکلور گذاشته شد، تنها اخبار محلی نیستند؛ اینها نشانههای حیاتِ پرقدرتِ «سرمایه اجتماعی» در ایراناند. برجستهسازی این الگو در رسانههای مرجع، نهتنها قدردانی از یک عملکردِ موفق است، بلکه تکثیرِ بذر امیدی است که ایران امروز، بیش از هر زمان دیگری به آن نیاز دارد.
انتهای پیام
بدون نظر! اولین نفر باشید